تبلیغ هنرمندانه

روشمندسازی تبلیغ دینی و دقیق سازی مهارتهای تبلیغ

تبلیغ هنرمندانه

روشمندسازی تبلیغ دینی و دقیق سازی مهارتهای تبلیغ

تبلیغ هنرمندانه
بس نکته غیر حُسن بباید که تا کسی
مطبوعِ طبعِ مردمِ صاحبنظر شود
تبلیغ دین بدون ابزارها و مهارتهای لازم بصورت دقیق و شفاف اثرگذار نمی باشد. رسالت این وبلاگ شفاف سازی مهارتها و الگوریتم سازی فن خطابه و دیگر مهارتهای لازم تبلیغ است.
تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
آخرین نظرات
  • ۶ ارديبهشت ۰۴، ۱۷:۴۹ - سیدفاضل سجادی
    عالی
  • ۱۷ آذر ۰۳، ۰۶:۵۵ - حسن مجیدیان
    احسنت

بسم الله الرحمن الرحیم

سازنده هر سازه ای بهتر از هر کسی می داند چه درست کرده است و چه نیازهایی دارد و چگونه ارتقا می یابد و بهترین دفترچه راهنما را برای آن می نویسد
این سازه انسان است و سازنده آن خداوند عالم و دفترچه راهنما قرآن
البته این سازنده از بس که سازه خودش را دوست داشته یک راهنمای دیگر از جنس خود سازه هوشمند همراه او فرستاده تا بتواند ورژن خودش را ارتقا دهد.

فرمول و تکنیک موفقیت
سه مرحله نسبت به کتاب برنامه زندگی ( قرآن)
1. خواندن با دقت و با شرائط
2. فهم و دریافت پیام آن
3. عمل به آن
سه مرحله نسبت به مفسر این کتاب و راهنمای مسیر زندگی (پیامبران و امامان علیهم السلام)
1. شناخت او ذهنا
[ ] یعنی شناسائی و تعیین او و همچنین شناخت عظمت و بلندای پرواز او
۲. محبت به ایشان قلبا

۳. تبعیت و پیروی از ایشان در رفتار
هرکدام از این مراحل نباشد عامل دیگر می لنگد و به نتیجه نخواهد رسید.
(=خلاصه و شیره کشیده تمام دستورات دین)
سوره آل عمران
قُلْ إِنْ کُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِی یُحْبِبْکُمُ اللَّهُ وَیَغْفِرْ لَکُمْ ذُنُوبَکُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ [31]
قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم
انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی ما ان تمسکتم بهما لن تضلوا بعدی
از تعبیر لن تضلوا استفاده می شود که ایندو راه و روش موفقیت و سعادت هستند🙏🎁

متن مقتل شهادت علی اکبر

 علی اکبر اولین نفر از بنی هاشم است آمد مقابل امام باحیا وعفاف سر را پایین انداخت و با ادب تمام از پدر اجازه میدان گرفت ، حضرت اجازه فرمود، آنگاه با ناامیدى نگاهى به او نمود و در حالى که چشم از جوان برگرفته بود گریست ،

و عرضه داشت : خدایا بر این گروه شاهد باش ، همانا جوانى در مقابل آنهاست که در خلقت ظاهرى و صفات باطنى و منطق از همه به پیامبر شبیه تر است ، ما هرگاه مشتاق پیامبرت مى شدیم ، به صورت او نگاه مى کردیم ، بارالها برکات زمین را از آنها رفع کن . میان آنها تفرقه انداز و آن ها را پاره کن و حاکمان را هرگز از ایشان خشنود مکن

على اکبر روانه میدان شد بر دشمنان حمله برق آسایی کرد، عده بسیارى از آنها را کشت ، به گونه اى که فریاد از جمعیت بر آمد، سپس در حالى که هفتاد نفر را به هلاکت رساند و جراحات بسیار بر بدنش وارد آمده بود، به نزد پدر بازگشت و عرض کرد: پدر جان تشنگى مرا کشت ، سنگینى این آهن (زره ) مرا از کار انداخته است ، آیا جرعه آبى هست که با آن بر این دشمنان قوت یابم ؟

سیدالشهداء با شنیدن این کلمات گریست (آب کمترین چیزى است که یک فرزند از پدر مطالبه مى کند، تا چه رسد به على اکبر آن هم با کیفیت در مقابل امام حسین علیه السلام ) حضرت فرمود: وا غوثاه ، پسرم اندکى نبرد کن ، بزودى جدت محمد را ملاقات مى کنى ، با جام خود شربتى به تو مى دهد که هرگز تشنه نشوى .

در برخى روایات آمده است حضرت فرمود: پسرم زبانت را بیاور، زبان او را مکید و انگشتر خویش به وى داد و فرمود این را در دهان بگیر و به نبرد با ایشان برو،

على اکبر به میدان آمد، نبردى سخت نمود،  فَضَرَبهُ على مَفْرَقِ رأسه ضَرْبَةً صرعَتْهُ وضربه النّاس بأسیافهم ، فاعتنق فرسه فاحتمله الفَرسُ إلى مُعسکرِ الأعداء فقطّعوهُ بسُیوفهم إرْباً إرْباً(1) ، فلمّا بلغَت روحه التّراقی قال رافعاً صوتَهُ : یا أبتاهُ هذا جَدّی رسول الله قد سَقانی بکأسه الأوفى شِرْبةً لا أظمأ بعدها أبداً وهو یقولُ العَجَل العَجَل فإنّ لک کأساً مذخورةً حتّى تَشْرَبها السّاعة فجاء الحسین حتّى وقف علیه ووضع خدّه على خدّه وهو یقول : قَتَل اللهُ قَوْماً قتلوک ما أجْرأهُم على الرّحمن وعلى انتهاک حُرْمَةِ الرّسول ، وانهَمَلَتْ عیناهُ بالدّموع ثمّ قال : على الدّنیا بَعْدَک العَفَا(2)

ظالمى با شمشیر بر فرق سرش کوبید، على اکبر خم شد و گردن اسب را با دو دست گرفت ، اسب ایشان را به طرف لشکر دشمن برد، آنقدر با شمشیر بر او زدند که او را پاره پاره نمودند در آخرین لحظه صدا زد: اى پدر این جد من ، رسول الله است که با جام خود مرا به گونه اى سیراب کرد که هرگز تشنه نشوم ، به شما هم مى گوید بشتاب بشتاب ، براى شما هم جامى آماده کرده است تا اکنون بنوشى ،

در این هنگام بود که صداى گریه سیدالشهداء بلند شد، با اینکه تا آن موقع کسى صداى گریه حضرت را نشنیده بود، و فرمود: خداوند بکشد گروهى که تو را کشتند، اینها چقدر بر خداوند و هتک حرمت پیامبر جراءت کردند، سپس در حالیکه اشک از چشمهاى حضرت سرازیر بود فرمود: على الدنیا بعدک العفا ، دنیا پس از تو ارزشى ندارد. در این هنگام زینب کبرى با عجله بیرون آمد و فریادکنان خود را بر روى على اکبر انداخت ، امام حسین خواهر را به خیمه بازگرداند و به جوانان فرمود: برادر خود را به سوی خیمه ها ببرید،

پس بیامد شاه اقلیم الست    بر سر نعش على اکبر نشست

سرنهادش بر سر زانوى ناز     گفت کى بالیده سرو سرفراز

این بیابان جاى خواب ناز نیست    ایمن از صیاد تیرانداز نیست

خیز تا بیرون از این صحرا رویم   نک بسوى خیمه لیلا رویم

بیش از این بابا دلم را خون نکن   زاده لیلا مرا مجنون مکن

رفتى و بردى ز چشم باب خواب   اکبرا بى تو جهان بادا خراب

بسم الله الرحمن الرحیم 

خودشناسی/ مخاطب شناسی/ مردم شناسی/ آثار اعمال و گناهان/ حقیقت اعمال 
محاسبه
 صفات و رفتارهای منفی انسان اگر اصلاح نشود به تدریج باعث می‌شود انسان از انسانیت خود خارج شده و به شکل حیوانات درآید!
امام سجاد(ع) فرمودند: مردم در زمان ما شش گروه‌ و طبقه هستند: " شیر، گرگ، روباه، سگ، خوک و گوسفند"!

زرارة بن اوفی گوید روزی خدمت امام زین العابدین (ع) رسیدم، حضرت فرمودند: ای زرارة مردم زمان ما شش طبقه‌اند: " شیر، گرگ، روباه، سگ، خوک و گوسفند"!

اما "شیر"، حاکمان و پادشاهانی هستند که دوست دارند بر هر کسی مسلط باشند و ظلم کنند، ولی احدی در برابر فسادشان ایستادگی نکند".

اما "گرگ"، تجار و کسبه‌ای هستند که در وقت خریدن جنس، آن را مذمّت می‌کنند تا ارزان‌تر بخرند، ولی برای فروش، آن را می‌ستایند تا گران بفروشند".
اما "روباه"، کسانی هستند که دین را وسیله‌ای برای دنیایشان قرار داده‌اند و آنچه را به زبان می‌آورند در دل قبول ندارند".

اما "خوک"، مردانی که شبیه زن هستند و رفتار زنانه دارند و همچنین کسانی که ذلیل و اسیر شهوتند و به هرعمل زشتی که دعوت می‌شوند پاسخ مثبت می‌دهند".

اما "سگ"، انسان بد زبان و فحاش است به طوری که مردم از ترس زبانش او را احترام می‌کنند.(در واقع کسی که جلوی زبانش را نمی‌گیرد و حرف‌های زشت از دهانش بیرون می‌آید و مردم از ترس آن که مبادا به آنها فحاشی یا بد زبانی کند او را احترام کنند و یا اینکه در منزل همیشه سروصدا می‌کند و سر زن و بچه‌هایش داد و فریاد می‌کشد! این شخص گرچه در ظاهر شکل آدم است ولی در باطن سگ است و خوی و خصلت آن را دارد و در روز قیامت به صورت سگ وارد محشر می‌شود".

و اما "گوسفند"، شخص با ایمانی است که مانند گوسفند افراد شرور موی او را می‌بُرند و گوشت او را می‌خورند و استخوانش را می‌شکنند".
منبع:
خصال شیخ صدوق، ابواب شش گانه،/ ترجمه فهری، ج‏۲، ص۳۷۸.

شهادت قاسم بن الحسن علیه السلام 
امام حسین علیه السلام دید قاسم بن حسن علیه السلام بیرون آمده آماده جنگ است . برادر زاده را در آغوش گرفت و با هم گریستند تا این که بى هوش شدند. پس از آن که به هوش آمد از حسین علیه السلام اجازه جهاد خواست . آن حضرت اجازه نداد. فرمود پسرکم تو از مر گ چه میدانی عرضه داشت عمو جان
( الموت احلی من العسل) پس آن جوان به دست و پاى حضرت افتاد و بوسه مى داد تا اذن میدان گرفت و به جنگ بیرون آمد و اشک بر گونه هایش روان بود و مى گفت :
ان تنکرونى فانا ابن الحسن   سبط النبى المصطفى الموتمن
هذا حسین کالا سیر المرتهن. بین اناس لا سقوا صوب المزن
انى انا القاسم من نسل على.    نحن و بیت الله اولى بالنبى، 

از آنجا که بچه است، زرهی متناسب با اندام او وجود ندارد ، کلاه خود مناسب با سر او وجود ندارد ، اسلحه و چکمه مناسب با اندام او وجود ندارد ، نوشته اند عمامه ای به سرگذاشته بود کانه فلقه القمر (1) همین قدر نوشته اند بقدری این بچه زیبا بود که دشمن گفت مثل یک پاره ماه است .
بر فرس تندرو هر که تو را دید گفت
برگ گل سرخ را باد کجا می برد
  به نقل از ابی مخنف ؛ حمید بن مسلم  گفت دیدم بند یکی از کفشهایش باز است و یادم نمی رود که پای چپش هم بود . از اینجا معلوم می شود چکمه پایش نبوده است . نوشته اند که امام کنار خیمه ایستاده و لجام اسبش در دستش بود . معلوم بود منتظر است ، که یک مرتبه فریادی شنید . نوشته اند امام به سرعت یک باز شکاری روی اسب پرید و حمله کرد . آن فریاد ، فریاد یا عماه قاسم بن الحسن بود . آقا وقتی به بالین این جوان رسید در حدود دویست نفر دور این بچه را گرفته بودند . امام حمله کرد آنها فرار کردند و عمرو بن سعد بن نفیل ازدى از اسب پائین آمده بود تا سر جناب قاسم را از بدن جدا کند ، خودش در زیر پای اسب رفقای خود پایمال شد .
پاورقی :

1 - مناقب ابن شهر آشوب جلد 3 صفحه 106 ، و نظیر این عبارت در اعلام الوری صفحه 242 و اللهوف صفحه 48 و بحار الانوار جلد 45 صفحه 35 و ارشاد شیخ مفید صفحه 239 و مقتل الحسین مقرم صفحه 331 و تاریخ طبری صفحه 256 ذکر شده است .

خدازده
خدا نکند روزی خدا از بنده ای رو برگرداند❗❗
مردم وقتی که شخص مصیبت زده و گرفتار و مبتلی باشد میگن "فلانی خدازده است."
این جمله به این اطلاق درست نیست!
ممکن است خدازده باشد ممکن است نباشد
یعنی گاهی بخاطر امتحان بسیاری از بندگان را مبتلی به بلائی می کند چه بسا که اولیاء خدا هم مبتلی باشند ولی آنها بخاطر ترفیع درجه خداوند به آنها لطف میکند.
خدازده کسی است که خدا دوست نداشته باشد او را ببیند و از او روی بر تابد.
چه وقتی خدا از کسی اعراض می‌کند ❓
وقتی مکرر به او گفته اند راه و کار درست اینست ولی او بجای انتخاب راه و تشکر از پروردگار مهربان، بیراهه را انتخاب می کند
خدا که بنده عزیزش رو نمی زند و طرد نمی کند!
خدایی که مهربانتر از مادر است
اگر دلیل و اثبات این مدعا رو جویا هستید
به مطلب (کوزه ای که نباید شکست) در همین وبلاگ مراجعه کنید
پس عامل شقاوت و بدبختی چیست؟
بر اساس تجربه موارد عینی و نظرات دانشمندان و تحلیلهای عقلی و روشنگری های شرعی باید گفت:
بنده خود با اعمال و باور هایی و رویه هایی که دنبال می کند و راهی که انتخاب می کند،
خود را در مسیر سعادت یا شقاوت قرار می دهد😀🎁😭🙏
شاید برخورد داشته اید با کسانی که می توانستند با تلاش و برنامه ریزی و هشیاری به موفقیت برسند،
اما نکردند و نرسیدند مانند معتادین که هنرهایی هم دارند اما حیف و صد حیف که هنر زیر خروارها خاک دفن کرده اند❗❗

اگر برای کسی مسجل شد که خدازده است تنها راه درمان بیماری لاعلاج او توجه به این مطلب است که 

این درگه ما درگه نومیدی نیست!!

خودت خودت رو نابود کردی خدا که کسی رو نمی زنه! راه برای خواستگاران عروسی بنام تغییر و تحول باز است. بفرمائید داخل دم درب بده یاعلی بگو شروع کن از همین الان تا مزه شیرین تغییر را بچشی شاید اولش کمی سخت باشه ولی بعدش خوشمزه میشه 

موضوعات مرتبط با این مطلب یا
موضوعاتی که می توان از این مطلب در آنها استفاده نمود:
خداشناسی، خودشناسی، شقاوت و بدبختی، اطاعت و حرف شنوی از امام، بندگی ، محبت، انتخاب مسیر درست زندگی 

متن روضه حضرت حر :

شب جمعه است و شب رحمت اگر میخای اشک بگیری باید گناهان پاک بشه الهی العفو الهی العفو امشب شب حر شب توبه است با حر هم ناله بشیم الهی العفو

حر راه را بر اهل بیت بست امام گفت :بگذار بروم حر گفت : نمی گذارم امام گفت :ثکلتک امک حرگفت :آقاجان در عرب هر کسی غیر از شما به من این حرف را می زد جوابش را می دادم اما چه کنم که مادر شما فاطمه است
تو بلندی چرخ دون پستت گرفت         خاک پای مادرم دستت گرفت
آخه تو مدینه کسی به فاطمه احترام نگذاشت اما بین لشکر دشمن یکی به فاطمه احترام گذاشت امام حسین دیگه به او به چشم دیگر نگاه می کرد
عرضه بداریم آقاجان این شیعیان شما مادر شما را دوست می دارند برای غریبی مادر گریه می کنند اشک می ریزند یه نظر عنایتی هم به ما !
وقتی داره به طرف امام حسین علیه السلام می ره کفش هاش رو به دوش انداخته دو دستش بالای سرش انداخته همین طور که میاد صدا می زنه هل لی من توبه توبه کردم یا بن الرسول الله هر که غیر حسین علیه السلام بود به صورت حر نگاه نمی کرد قربون اربابم برم صدا زد یا حر ارفع راسک این درگه ما درگه نومیدی نیست سر تو بالا بیار گفت آقا اجازه رفتن به میدان رو میدید

خجالت سوخت مغز استخوانم        که تو لب تشنه بر ما میهمانی
امام حسین علیه السلام یک فرق را بست سر شکافته حر را به دامن گرفت اینجا امام حسین به حر مدال داد انت حر کما سمتک امک اینجا امام سر حر را به دامن گرفت اما امان از لحظه آخر خود امام حسین سر امام حسین را به دامن نگرفتند بلکه از قفا بریدند

مگر به کر بلا کفن به غیر بوریا نبود         مگر حسین تشنه لب عزیز مصطفی نبود 

شهادت علی اصغر

به نقل از مقتل ابی مخنف؛ پس از شهادت یاران ابی عبد الله یک مرتبه صداى زنان خیام بلند شد امام آمد فرمود شما را چه شده گفتند طفل شیر خوار سه روز است آب نخورده و از شدت عطش خود را به زمین انداخت.

 امام، شیر خوار خود را گرفت و بر بالای دست بلند کرد عرض کرد پروردگارا تو مى دانى غیر از این کودک کسى را ندارم و این شیر خوار از شدت عطش برخود مى پیچید آنگاه او را به طرف لشکر برد و براى او آبى خواست.

فبینما هو یخاطبهم اذ اتاهم سهم مسموم له ثلاث شعب من شقى مشئوم لعنه الله علیه فذبح الطفل من الاذن الى الاذن

هنوز سخن سیدالشهدا تمام نشده بود که تیر سه شعبه زهر آلود عقید بن سمعان یا حرمله بن کاهل اسدى بر گلوى از گل نازکتر على اصغر نشست امام حسین وقتی مشاهده کرد علی اصغرش چون ماهى به خود مى غلطد و خون جارى شد دست برد زیر گلوى على اصغر و خون او را گرفت به جامه مالید و به آسمان پاشید و عرض کرد خدایا شاهد باش این قوم بر ذریه پیغمبرت رحم نکردند. شیر خواره را به سینه چسباند در حالى که خون جارى بود و عقب خیام برد و دو رکعت نماز خواند و دفن کرد و اشعارى بسرود. معلوم میشه برای امام حسین خیلی سخت گذشت که هنگام  دفن علی  دو رکعت نماز خواند  در حالی که برای هیچیک از شهدا چنین نکرد

کربلا یعنى على اصغر شدن

تشنه بر دوش پدر پرپر شدن

کربلا یعنى فغان و التهاب

خیره بر گهواره چشمان رباب

کربلا یعنى که رزم حیدرى

اکبر آسا غرق خون جنگ آورى

کربلا یعنى وداع زینبین

پشت خیمه با گل زهرا حسین

کربلا یعنى میان قتلگاه

خنجر شب بر گلوى خشک ماه

کربلا یعنى هجوم گرگها

بر خیام یوسف آل عبا

کربلا یعنى یتیمان حسین

گریه در شام غریبان حسین

کربلا یعنى شرف در یک کلام

بر حسین و کربلاى او سلام

نکات کلاس مداحی آقای اسلامی فر

1)رعایت لحن کلام بهر شکلی که هست باید نمود داشته باشد

استفهام، تعجب، شرط و جزاء=معنای تعلیق را برساند

2)تکیه کلام:

روی چه کلمه ای مانور بدهیم؟ روی کلمه ای که فشار و استرس کلام روی آنست 

روزی اگر بناست از این در جدا شوم

کلمه روزی تکیه کلام است

روی رو=(رو) نه روی (زی)

پیش کریم فرق  ندارد خوب و بد                      یک جا (=تکیه)قبول کن همگان را, سوا مکن

تا کسی را به سرکوی تو راهش ندهند                 گریه و سوز دل و ناله و آهش ندهند

3)شعر طولانی را با سرعت بیشتر بخوانید

4) فرود را زود شروع نکنید  

شروع اوج-فرود بخصوص در اوج ابیاتی که مصیبت است باید با شور و حال و مانور خوانده شود

5)تناسب سیلاب شعری باشعر آوا  و آهنگ 

6)رعایت علائم سجاوندی=معنی را مشخص می کند و مخاطب معنی را درک می کند 

7)با وقف و ابتلای درست معنا را به مخاطب منتقل کرده مردم حال پیدا می کنند

8) برخی کلمات مثل مضاف و مضاف الیه بهم وابسته هستند کالکلمه الواحده

تو نوازش کنی و (نوا،زش) دو کلمه نشه

کشش وسط کلمه ممنوع کشش مال آخر کلمه است.

۹)حرکت گذاری درست کلمات (بوُد) با (بوَد)

۱۰)چیزی اضافه نکنیم ای ...وای 

۱۱)خواندن فعال با اشاره به صورت و آسمان و ... یعنی حس آفرینی داشته باشید

۱۲)صحیح خوانی (غلط املایی نداشته باشیم )

۱۳) نگاه زیاد به کاغذ ممنوع

یا حفظ باشیم یا تسلط داشته باشیم (جهت مدیریت مخاطبین )

۱۴)روضه با شعر خوانده شود

آماده سازی مخاطب با شعر و یک گریز کوچک

نه روضه خوانی طولانی متنی

البته این نکته برای محرم نیست

۱۵)سبکهای شروع روضه:

۱. سلام بر صاحب روضه فراز حضرت از دعای توسل یا زیارت

۲. شعر مدح برای آمادگی و وصل به روضه

۳.مقتل و روضه خواندن بعد از منبر بعد یک شعر مصیبتی

۴.کرامت از امام بعد روضه

۱۶)تلفظ حرف آخر در دعا و شعر

حرف آخر غنه و گم نشه

17) اشعار مصیبت به سبک مدح برای مسن ترها خوانده نشود

برای مسن ترها سبک ساده بهتر است

18) انتخاب نوع سبک و لحن بر اساس مخاطب و فضای مجلس

گوییم که غلام حلقه بر دوش حسین

کشش صدا در (بر) ممنوع بلکه (حلقه بر دوش ) باهم خوانده شود کلمه حسین جدا

19) حتی الامکان اشعار را حفظ کنید

20) کشش حرکات ( اِ اَ اُ) ممنوع جز در موارد خاص

کشش و مد روی ( آ ای او)  است و با تحریر تنوع می آورد

۲۱) روضه را سرد و بیحال و خیلی آرام نخوانید 

با حرارت بخوانید

۲۲) وسط روضه سخنرانی نکنید 

نکته اخلاقی نگویید مگر یک جمله گذرا که روضه سرد می‌شود 

تا کنون مجموعه نکات بیان شده درباره نحوه صحیح مداحی و ذکر مصیبت و روضه خوانی در وبلاگ حدود ۶۰ نکته شده است. 

با تشکر از همکاری شما و نظر دادن تا اعتلای کلمه الله 

بسم الله الرحمن الرحیم

بدحجابی

درمان این آسیب مهم جامعه به ریشه یابی علل و عوامل آنست

در این مطلب به ۲۱ عامل بدحجابی اشاره شده است. 
به نظر می‌رسد علل و عوامل بی حجابی بصورت عملیاتی عبارت است از
1. جبهه گرفتن زن با شوهر (لجبازی با شوهر)
2. احساس خوش تیپی
3. الگوبرداری از الگوهای منفی مانند هنرپیشگان
4. جلوه گری و عشوه گری برای جلب مشتری و نیاز جنسی
5. تنبلی و راحت طلبی
6. عدم استقامت در برابر گرما
7. محیط بد و دوستان بدحجاب در فضایی مانند دانشگاه و محل کار
8. خانواده غیرمذهبی
9. استقبال جامعه از پوشش نامناسب
10. بی غیرتی شوهر
11. وجود شبهات درباره دین و روحانیت و نظام و نیافتن پاسخ
12. فشار اقتصادی و فشار شوهر معتاد جهت کسب درآمد به زن
13. احساسی بودن زن
14. نبود تبلیغ و مبلغ به زبان جوانان
15. جهل و ندانستن احکام
16. مشاهده فیلم های خارجی و فرهنگ برهنگی در شبکه های ماهواره و فضای مجازی
17. زن سالاری و عدم توانایی مدیریت مرد (حاکمیت و مدیریت زن بر خانواده)
18. نبود حیا
19. کمبود محبت از ناحیه شوهر
20. فخر فروشی و تکبر بر ثروتمندی

21.اشتغال زنان بیرون از منزل
حال درمان هریک را بیابیم و آماده داشته باشیم آنهائی که پاسخ تبلیغی دارد

بسم الله الرحمن الرحیم
از دیگران مایه نذار🤨
یکی از قوانین موفقیت اینست که در کارهایت مستقل باشی و متکی و وابسته به دیگری نباشی
بعضی ها خو کرده اند
به اینکه همیشه در پیشبرد اهداف خود در زندگی از دیگران مایه می گذارند و از وقت و هزینه و آبرو دوست برای خود خرج می کنند چه بسا قصد و غرض خاصی هم نداشته باشند.
ولی این رفتار یک انسان ایده آل و موفق نیست
چون انسان سالم
باید وابسته به دیگران نباشد
بعضی ها نامردی نکرده و از دین و ائمه اطهار علیهم السلام و حتی خود خدا مایه می گذارند تا خود به اهداف صحیح یا شوم خود برسند.
یا از موقعیت خود برای جیب خود استفاده می کنند
یکی از مصادیق بارز از خدا خرج کردن، قسم خوردن به خداست
اصلا در طول روز و ماه و سال با قرآن و امام زمان عجل الله تعالی فرجه و خدا رابطه ای ندارد
فقط موقعی که کم می آورد وقتی که میخاد قسم بخوره (بخدا قسم) (به قرآن من فلان کار را نکردم)❗
🤨 خودتان را خوبه در نیارید و خدا رو بده
جالب است بدانید
قسم خوردن اگر برای امر حلال و سخن راست باشد مکروه است
و اگر امر باطل و سخن دروغ باشد حرام است
امام حسین علیه السلام، امام حسین شد چرا⁉️
چون از خود خرج کرد برای خدا
نه از خدا برای خود🌹
راهکار کمکی نخواستن و یدک نخواستن=
درست انجام دادن کارها و اصلاح شخصیت
قرآن می فرماید:
برای اینکه خودتان خوب از کار دربیایید
اسم خداوند رو در معرض قسم خوردن قرار ندهید
سوره البقرة
وَلَا تَجْعَلُوا اللَّهَ عُرْضَةً لِأَیْمَانِکُمْ أَنْ تَبَرُّوا وَتَتَّقُوا وَتُصْلِحُوا بَیْنَ النَّاسِ وَاللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ [224]🎁🌷🙏