سینه از غصه شرر می گیرد غم از این خانه خبر می گیرد
روز وشب منتطرم بر گردی دل ز هجر تو پدر می گیرد
**********************
پــــــــــــــــــدر جـــــــــــــــــــــــــان
زده داغ غمت آتش بجانم ای پدر جان ربودی از تنم تاب و توانم ای پدر جان
نشسته گوییا غمهای عالم در دل من ندارد یک ستاره آسمانم ای پدر جان
فلک کردی چرا در بندغم عمری اسیرم بزیر این همه غم ناتوانم ای پدر جان
سیه پوشت شده این خانه ی تاریک و خاموش چرا بردی صفا از آشیانم ای پدر جان
گرفتار غم و اندوه و هجران تو هستم بود نام تو هر شب برزبانم ای پدر جان
کسی از سینه ی پر غصه ام آگه نباشد یقین بعد از تو من زنده نمانم ای پدر جان
نمی دانم چرا این سینه آرامش ندارد بود در موج غم روح و روانم ای پدر جان
گذارم صورت خود را بروی عکس ماهت بیادت روضه از مولا بخوانم ای پدر جان
همان مولا که رأس از پیکر پاکش جدا شد از این غم روز و شب گوهر فشانم ای پدر جان
علی اکبر و عباس او را سر بریدند بیاد اصغر شیرین زبانم ای پدر جان
پدر جان کن دعا شیدای محزون را همیشه دعاگوی تو من در هر مکانم ای پدر جان
******************************************************************
یــــاد پــــــــدر
بحر عشق بیکران بودی پدر اسوه عصر و زمان بودی پدر
تا تو بودی من ترا نشناختم دُرِّ بی نام و نشان بودی پدر
زندگی با عشق تو معنی گرفت مأمن امن و امان بودی پدر
خاطراتت دل تسلی ی من است قوت و تاب و توان بودی پدر
هر چه گویم در مقام تو کم است افتخار جاودان بودی پدر
اعتبار دیگری دادی بما عزت مادر جهان بودی پدر
در دل اهل ولا جا داشتی یاد رنج بیکسان بودی پدر
دیده بستی از جهان حیله گر چونکه مشتاق جنان بودی پدر
شیعه بودی رهرو راه علی پیرو این خاندان بودی پدر
گریه کردی در عزای شاه دین در ردیف عاشقان بودی پدر
راحت و آسوده از غمها بخواب گرچه عمری ناتوان بودی پدر
گفت شیدا یاد آن وقتی بخیر زینت این آشیان بودی پدر
*******************************************************
بــابــای مهــربــونــــم
بابای مهربونم درد و بلات بجونم هر شب کنار عکست روضه برات می خونم
با با زده فراغت بر سینه ام شراره خواهم که گل بچینم از رو لبات دوباره
بابا به بین چگونه رفته ز کف شکیبم از دوری تو گشته زنج و الم نصیبم
بابا در انتظارت شب تا سحر نشستم شیشه ی صبر دل را با سنگ غم شکستم
بابا به بین پس از تو شد درد و غم نصیبم ریزد ز دیده اشکم بابا به بین غریبم
بابای خوش مرامم بودی تو هم کلامم دلم گرفته امشب بده جواب سلامم
شب تا سحر بگیرم عکس ترا در آغوش هستم همیشه بابا از غصه ات سیه پوش
بابا دلم شکسته غم راه من به بسته کبوتر دل من در راه تو نشسته
ما را تو نور عینی تو عاشق حسینی قلبم دهد شهادت تو نوکر حسینی
الهی من فدات شم قربون آن چشات شم لبها تو واکن بابا جون قربون آن لبات شم
بابا تو با صفایی خاموش و بی صدایی با من بگو کجایی یقین پیش خدایی
شیدا همیشه دارد حسرت روی بابا چون مرغ شب بنالد در موج غصه شبها