تبلیغ هنرمندانه

روشمندسازی تبلیغ دینی و دقیق سازی مهارتهای تبلیغ

تبلیغ هنرمندانه

روشمندسازی تبلیغ دینی و دقیق سازی مهارتهای تبلیغ

تبلیغ هنرمندانه
بس نکته غیر حُسن بباید که تا کسی
مطبوعِ طبعِ مردمِ صاحبنظر شود
تبلیغ دین بدون ابزارها و مهارتهای لازم بصورت دقیق و شفاف اثرگذار نمی باشد. رسالت این وبلاگ شفاف سازی مهارتها و الگوریتم سازی فن خطابه و دیگر مهارتهای لازم تبلیغ است.
تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
آخرین نظرات
  • ۱۷ آذر ۰۳، ۰۶:۵۵ - حسن مجیدیان
    احسنت

۵۷ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «امام شناسی» ثبت شده است

برخی به شکل سئوال یا شبهه در ذهن دارند

که حضرت امیر علیه السلام هنگامی که می خواهند ایثار کنند و از نیاز خود و خوراک واجب خود بزنند خوب نسبت به خود حق دارند و حضرت زهرا سلام الله علیها هم بزرگ هستند و می‌توانند تصمیم بگیرند و همراهی کنند اما بچه ها چطور آنها چه گناهی کردند که باید مثل بید بلرزند و قوت آنها به سائل و یتیم و فقیر داده شود؟؟

پاسخ :

1: اینکه خود بچه ها اختیار کردند که بلرزند و ایثار کنند چون قرآن دارد که و یطعمون الطعام نه و یطعم حضرت امیر علیه السلام یا یطعمان که حضرت علی و حضرت زهرا سلام الله علیهما اطعام کرده باشند بلکه می فرماید یطعمون صیغه جمع بکار می برد

2: حضرت امیر علیه السلام دارند از همین طفولت به آنها یاد می دهند ایثار را و از همینجا امام حسین کربلا باید ساخته شود که همه هستی خود را در راه حضرت دوست ایثار کند

حالا که تحمل کردند آیه در مدح آنها نازل می شود و یوثرون علی انفسهم و لو کان بهم خصاصه

3.کار نیکان را قیاس از خود مگیر  گرچه باشد در نبشتن شیر شیر

اهل بیت علیهم السلام بزرگ و کوچک ندارند و ما نباید آنها را با خود مقایسه کنیم 

جوهره وجودی اهل بیت علیهم السلام با بقیه فرق دارد حتی کودک آنها مانند حضرت رقیه هزاران ولی کامل خدا باید بیایند بر آستان حرمش بوسه بزنند تا فیضی از جانب خدا به آنها برسد

باب الحوائجم بخدا گر سه ساله ام


توصیه هائی برای زائران اباعبد الله اربعین 

1. زائرین پیاده توجه داشته باشند که شما از قدم اول مورد توجه  حضرت هستید تا برگردید ،در طول سفر نیز همین طور 
2. اسراف : اسراف غذا بسیار میشود مراقب باشید
3. طهارت و نجاست لباس در طول مسیر را مراقبت کنید
4. در صفهای طولانی دستشوئی حفظ حرمت امام حسین و خدام حضرت را داشته باشید
5. ادب : زائرین محترم اگه یکی اکرام کرد، کاری نکنید باعث آبروریزی ایران و ایرانی بشود 
6. به خاطر کمبود دستشوئی در طول مسیر پرخوری مطلوب نیست 
7. نظم : قول قرار درست گذاشتن وعده درست دادن و سر وعده آمدن 
8. حفظ حجاب زنان و در مکان های شلوغ  وارد جمعیت نشدن 
9. زیارت مستحب است سینه زدن مستحب ولی  نماز واجب 
10.  حفظ حرمت و تماس و برخورد نکردن زنان با مردان نامحرم واجب 
11. مواظبت از وسائل شخصی پول گوشی و ..
12. تنظیم ساعت با ساعت عراق 
13. یاد شهدا و همه حق داران و اموات مریضها ملتمسین دعا
14. واینکه شما نفر اولی نیستی که میای زیارت  نفر آخر هم نیستی بدان زیارت برای هر کسی امضا نمیشود 
15. ممکن است در طول مسیر امام زمان عجل الله تعالی تشریف داشته باشند پس باید حواسمان خیلی جمع باشد

سیدعلی رفعتی زاده معاون گروه تبلیغی تحقیقاتی مبلغ موفق

برخی فکر میکنند

قدیمی ترین عید عید باستانی ما نوروز است

ولی طبق روایات اهل بیت علیهم السلام فرمودند هیچ پیامبری مبعوث نشده است مگر اینکه عید غدیر را عید گرفته است و جشن برپا کرده اند 

عن الصادق(ع) قال: هو عید الله الاکبر، و ما بعث الله نبیا الا و تعید فی هذا الیوم و عرف حرمته و اسمه فی السماء یوم العهد المعهود و فی الارض یوم المیثاق الماخوذ و الجمع المشهود.

وسائل الشیعه 5: 224، ح 1.

امام صادق(ع) فرمود: روز غدیر خم عید بزرگ خداست، خدا پیامبری مبعوث نکرده، مگر اینکه این روز را عید گرفته و عظمت آن را شناخته و نام این روز در آسمان، روز عهد و پیمان و در زمین، روز پیمان محکم و حضور همگانی است.

بنابراین از زمان حضرت آدم علیه السلام عید غدیر بوده است

نکته دیگر اینکه کدامیک از این دو عید بزرگتر و مهمتر است

و شایسته تعطیلی بهادادن و خرید شیرینی و نقل و نبات و توجه به خانواده و والدین و خیرات است؟ 

نوروز یا غدیر؟

هیچ صاحب نظری قائل به این نیست که نوروز از غدیر بزرگتر و مهمتر است 

در روایات گهربار اهل بیت علیهم السلام هم داریم 

افضل اعیاد امتی یوم غدیر خم امالی صدوق ص ۱۲۵ ح ۸

نه یوم نیروز 

در جای دیگر دارد

غدیر عید الله الاکبر است 

اما در مقام عمل نوروز بزرگتر است به نظر شما چرا؟

البته ناگفته نماند 

برخی از علما اصلا نوروز را عید مستند نمی دانند و ادله اثبات آنرا مخدوش می دانند

💚💚💚💚💚💚شریف زاهدی روحانی
برجسته اهل سنت بلوچستان که پس از تحقیق و بررسی به مذهب اهل بیت علیهم السلام گروید . او در بیان خاطرات خود چنین می آورد ؛

« خیلی فکر کردم که با کدام روایت یا کتاب برای اهل تسنن ثابت کنم که «مولی» در حدیث غدیر، به معنای دوست نیست، بلکه به معنای پیشوا و رهبر است.

❕تا این که روزی مشغول مطالعه یکی از کتاب‌های «مولوی محمد عمر سربازی» بودم. مطالعه‌ام که تمام شد و کتاب را که بستم، دیدم روی جلد آن نوشته شده: «نویسنده مولانا محمد عمر سربازی» فوراً به ذهنم آمد که از مولوی ها، معنای کلمه ی مولانا را بپرسم و سؤال کنم که چرا به محمد عمر سربازی، مولانا می‌گویند؟ از چند مولوی سؤال کردم. پاسخی که به من دادند، این بود که: «مولانا» یعنی واجه  ؛ یعنی رهبر ما، پیشوا ی ما.  به آن‌ها گفتم: من تعجب می‌کنم «مولا» درباره ی بزرگانتان معنای واجه و رهبر می‌دهد ولی در سخن پیامبر (صلی الله علیه وآله) به معنای دوست آمده است! 

❕ روزی یکی از دوستان اهل تسنن به دیدنم آمده بود. گفت وگوی مفصلی درباره حقانیت اهل بیت داشتیم از جمله به خطبه ی حضرت رسول اکرم ( صلی الله علیه وآله  ) در غدیر خم استناد کردم. ایشان می‌گفت: «مولا» در این حدیث به معنای دوست آمده است. نهایتاً هر چه دلیل آوردم قبول نکرد. خداحافظی کرد و به سمت بلوچستان حرکت کرد. یک ساعت از رفتنش گذشته بود که به او زنگ زدم و گفتم: کار خیلی مهمی با شما دارم باید برگردی. گفت: من باید بروم، وقت ندارم برگردم. خانواده‌ام منتظرم هستند، چه کاری با من داری؟ تلفنی بگو. گفتم: کار مهمی دارم، نمی توانم تلفنی بگویم، باید خودت اینجا باشی.

👌خیلی اصرار کردم تا این که برگشت. وقتی به من رسید گفت: چه کار مهمی داری که من را از این همه راه برگرداندی؟ گفتم: می‌خواستم بهت بگم: دوستت دارم. گفت: همین! گفتم: بله. همین را خواستم به شما بگویم. دوستم ناراحت شد و گفت: خانواده‌ام منتظرم بودند و باید می‌رفتم، این همه راه من را برگرداندی که بگویی دوستت دارم، اذیت می‌کنی؟ گفتم: سؤال من همین جاست. چطور وقتی شما با عجله به سمت خانواده ای که منتظرت هستند می‌روی و شما را از راهتان بر می‌گردانم تا به شما بگویم «دوستت_دارم»؛ ناراحت می‌شوی و در عقل من شک می‌کنی، ولی وقتی پیامبر اسلام| ده‌ها هزار نفر را که با عجله به سمت خانواده ی خود می‌رفتند، سه روز در زیر آفتاب سوزان معطل کردند که فقط بگویند: «هر کس من را دوست دارد، علی  را دوست بدارد» این کار پیامبر را عاقلانه می‌دانی؟ آیا این اقدام پیامبر ناراحتی مسلمانان را در پی نمی داشت؟ آیا آنان در عقل چنین پیامبری شک نمی کردند؟ با این کاری که کردم، دوستم با تمام وجود احساس کرد که چه حرف خنده داری زده است و اقرار کرد که پیامبر - در جریان غدیر خم - می‌خواست نکته ی مهم تری را بیان کند وگرنه برای بیان دوستی اش با علی (علیه السلام) نیازی نبود مسلمانان را از راهشان برگرداند.»

📚باید شیعه می شدم ، خاطرات شریف زاهدی ،ص 138
و
الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة أمیرالمؤمنین و اولاده المعصومین علیهم السلام.

رسول خدا صلّی الله علیه وآله وسلم می فرماید:

خداوند بلند مرتبه برای برادرم علی بن ابی طالب علیه السلام فضایلی قرار داده که از شدت بسیاری، به شماره در نمی آید.

هر که فضیلتی از فضایل او را بخواند و به آن اقرار داشته باشد، خداوند از گناهان گذشته و آیندة او در می گذرد و

هر که یکی از فضایلش را بنویسد، تا آنگاه که اثری از آن نوشته باقی باشد، فرشتگان پیوسته برایش استغفار میکنند و

هر که فضیلتی از فضایل او را بشنود، خداوند آن دسته از گناهانش را که از راه گوش کسب کرده، می بخشاید و

هر که به نوشت های از فضایل او نظر افکند، خداوند گناهان چشم او را می آمرزد.

سپس فرمود: نگاه کردن به علی بن ابی طالب علیه السلام عبادت است و خداوند ایمان هیچ بند های را نمی پذیرد جز به ولایت او و برائت از دشمنان او.

(بحارالأنوار229/26 ح 10)

 

امروز روز عید خدا روز یا علی است

نقل دهان خلق و کلام خدا علی است

فریاد جنّ و انس و ملک یکصدا علی است

جبریل را ترانۀ یا مرتضی علی است

نزدیک و دور هر که بر هر جاست با علی است

شور و دعا و زمزمه و ذکر ما علی است

ای جبرئیل وحی ز مولا علی بگو

امشب بگرد دور علی یا علی بگو

عید بزرگ خالق و خلقت خجسته باد

جشن سرور احمد و امّت خجسته باد

آوای وحی و مژدۀ رحمت خجسته باد

صوت خوش منادی وحدت خجسته باد

روز زمامداری عترت خجسته باد

اکمال دین تمامی نعمت خجسته باد

این قول احمد است چه نیکو روایتی

یوم الغدیر افضل اعیاد امّتی

عید غدیر عید خداوند اکبر است

عید غدیر عید بزرگ پیمبر است

عید غدیر عید تولّای حیدر است

عید غدیر عید بتول مطهّر است

عید غدیر عید امامان سراسر است

عید غدیر از همه اعیاد برتر است

عید کمال و دانش و عرفان و بینش است

عید من و تو نه، عید همه آفرینش است

ساقی به جام ریز شراب ولایتم

سیراب کن زکوثر ناب ولایتم

سرمست کن ز شعر کتاب ولایتم

بر رخ صفا بده ز گلاب ولایتم

من عبد بو تراب و تراب ولایتم

پیوسته التجاست به باب ولایتم

امشب دعای هر شب من مستجاب شد

روحم کبوتر حرم بو تراب شد

جان زنده از ترانۀ روح الامین شده

صحرای خشک چشمۀ عین الیقین شده

دشت غدیر کعبۀ اهل یقین شده

گلخانۀ ولایت حبل المتین شده

مولا علی امام همه مسلمین شده

عیدی شیعه آیۀ اکمال دین شده

هان ای غدیریان هله بی حّد و بی عدد

گویید یکصدا همگی یا علی مدد

ما دل به مهر حیدر کرّار باختیم

با نای جان نوای ولایت نواختیم

چون شمع در شرار محبّت گداختیم

خود را به مکتب علی و آل ساختیم

بر همه که بر عقیدۀ ما تاخت تاختیم

با خطبۀ غدیر علی را شناختیم

تا شیعه ایم بار ولایت به دوش ماست

این خطبه تا قیام قیامت به گوش ماست

غیر از علی که هم سخن آفتاب شد

غیر از علی که جان پیمبر خطاب شد

غیر از علی که صاحب علم الکتاب شد

غیر از علی که فاتح اسلام ناب شد

غیر از علی که روی زمین بو تراب شد

غیر از علی که منقبتش بی حساب شد

غیر از علی که یک تنه در جنگ پا فشرد

دور رسول گشت و نود بار زخم خورد

غیر از علی که خوانده محمّد برادرش

غیر از علی که فاطمه بوده است همسرش

غیر از علی که داده خدا فتح خیبرش

غیر از علی که بوده نبی مدح گسترش

غیر از علی که زیر لوا هست محشرش

غیر از علی که زینب کبری است دخترش

غیر از علی که مادرش او را به کعبه زاد

غیر از علی که قاتل خود را پناه داد

شیری که سر گرفت ز عمر و دلیر کیست

میری که بود مونس فرد فقیر کیست

پیری که گشت همدم طفل صغیر کیست

مردی که دیو نفس ورا شد اسیر کیست

در بیشۀ شجاعت و ایثار، شیر کیست

 

بر مسلمین به جان پیمبر امیر کیست

انصاف کو مروّت و مردانگی کجاست

آیا لباس کعبه بر اندام بت رواست؟!

مولای اولیای خدا کیست جز علی

گیرنده لوای خدا کیست جز علی

دست گره گشای خدا کیست جز علی

مصداق هل اتیِ خدا کیست جز علی

ممدوح انّمای خدا کیست جز علی

روی خدا نمای خدا کیست جز علی

مرد نبرد خیبر و ننگ اُحد کجا

حیدر کجا فراری جنگ اُحد کجا؟!

یاری که خفت جای رسول خدا علی است

ممدوح جبرئیل به ارض و سما علی است

الاّ علی پس از سخن لافتی، علی است

رکن و مقام و مروه و سعی و صفا علی است

قرآن، نماز، ذکر، عبادت، دعا علی است

دنیا بدان که رهبر و مولای ما علی است

مرد غدیر پیرو خطّ سقیفه نیست

با غصب منبر نبوی کس خلیفه نیست

زخم جگر به شعر مداوا نمی شود

با صد قصیده عقدۀ دل وا نمی شود

هر سامری خلیفۀ موسی نمی شود

اعمی دلیل مردم بینا نمی شود

نادان زعیم عالم دانا نمی شود

غیر از علی امام به زهرا نمی شود

«میثم» به مهر حیدر کرّار منجلی است

پیغمبرش محمّد و مولای او علی است

ناد علیا مظهر العجایب

تجده عونا لک فی النوایب

کل هم و غم سینجلی بعظمتک یا الله بنبوتک یا محمد صلی الله علیه و آله و سلم بولایتک یا علی

اعینونی

اگر یه کسی که دوستش داری از تو حاجتی بخواهد برآورده میکنی

حتما میگویی بله با کمال میل

اگر پدر و مادر که حق حیات به گردن تو دارند از تو چیزی بخواهند برآورده می کنید

حتما میگویی بله با کمال میل

اگر آقای خامنه ای بیایند و از تو چیزی بخواهند برآورده می کنید حتما میگویی بله با کمال میل

اینها چه سئوالاتی است اظهر من الشمس است که

اگر امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف از شما چیزی بخواهند برآورده می کنید

حتما میگویی بله با کمال   از سودای دل با تمام وجود

مگه میشه کسی به حرف امام زمانش نکند؟ همچی کسی هم وجود داره در عالم ؟

ولی متاسفانه

هستند کسانی که خواسته عزیز عزیزتر از جان خود را برآورده نمیکنند

حالا اگر خود صاحب غدیر علیه السلام اینجا حضور می داشتند از شما چیزی بخواهند برآورده می کنید؟

حتما میگویی بله با کمال میل

می دونی امیرالمومنین علیه السلام از شما چه چیزی خواستند

فرمود به ۴ چیز منو کمک کنید

۱.ورع پرهیز از گناه

۲.سداد محکم کاری و درستکاری و کامل کار کردن (سهل انگاری نکردن) یک راهبرد تولید ملی و کیفیت کالا است اگر هرکس در هر کار و شغلی که هست درست و کامل کار کند و کم نگذارد همه کالاها سالم و عمری و مفید خواهند بود

۳.عفت : چشم پاکی و پاکدامنی یک جامعه را بیمه میکند و فساد آنرا تباه و هیچ ارزشی باقی نمی گذارد

۴.اجتهاد:

اهل تلاش . کار باشید که بدون آن پیشرفتی نخواهید داشت
 

وقتی یک پدر به بچه چیزی می گوید که او نمی پذیرد

و او لجبازی می کند

پدر هر چه می گوید بچه به خرجش نمی رود

پدر از اعماق جان می سوزد

چرا که بچه متوجه نیست که کاری که میکند به ضررش است

یا مربی را تصورکنید که هرچه به هنرجوی رانندگی می گوید:

کلاج را همزمان با گاز دادن رها کن و او نمی فهمد هرچه او می گوید

این صحنه یادآور رابطه امام و شیعیان است

که امام می گوید: این حاجت اگر برآورده شود به ضرر شماست

ولی این شخص پیوسته و یکسره اصرار و پافشاری می کند

آداب توسل

بابا طاهر چه زیبا گفت

یکی درد و یکی درمان پسندد.        یکی وصل و یکی هجران پسندد.

من از درمان و درد و وصل و هجران.      پسندم آنچه را جانان پسندد

گوش تاریخ تنها دوبار این جمله شنید

فداها ابوها 

یکبار وقتی فاطمه زهرا سلام الله علیها زیورآلات خود را برای کمک به فقرا خدمت رسولخدا صلی الله علیه و آله و سلم فرستاد حضرت 

نسبت به دختر و مادرش حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها سه بار فرمود 

فداها ابوها 

دومین بار روزی امام کاظم علیه السلام امام هفتم شیعیان جهان نامه را باز کرد نامه دخترش فاطمه معصومه سلام الله علیها بود

پدرش فرمود 

فداها ابوها 

عجب جمله بلند و پرمعنایی 

ببین چقدر یک انسان میتواند به سمت کمال پرواز کند که 

امام معصوم و تنها حجت خدا بر روی زمین خود

را فدایی او 

معرفی کند.

چقدر لذت بخش است زیارت عمه جان 

چی صفایی دارد وصف ناپذیر است 

حدیث بلندی با عنوان حدیث معرفت امیرالمومنین به نورانیّت در بحارالانوار، ج 26، ص2، وارد شده گرچه اصل حدیث مربوط به امیر المومنین علیه السلام است ولی شناخت و معرفت هر امام معصوم به این شناخت لازم و ضروری و صحیح است

اینکه ما مامور به معرفت امام شده ایم این نوع شناخت مد نظر است هرچند شناخت به ظاهر هم خوب است.

امام شناسی کامل

 رُوِی عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ صَدَقَةَ أَنَّهُ قَالَ: سَأَلَ أَبُو ذَرٍّ الْغِفَارِی سَلْمَانَ الْفَارِسِی رَضِی اللَّهُ عَنْهُمَا یا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ مَا مَعْرِفَةُ الْإِمَامِ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع بِالنُّورَانِیةِ قَالَ یا جُنْدَبُ فَامْضِ بِنَا حَتَّی نَسْأَلَهُ عَنْ ذَلِک قَالَ فَأَتَینَاهُ فَلَمْ نَجِدْهُ قَالَ فَانْتَظَرْنَاهُ حَتَّی جَاءَ قَالَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیهِ مَا جَاءَ بِکمَا قَالا جِئْنَاک یا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ نَسْأَلُک عَنْ مَعْرِفَتِک بِالنُّورَانِیةِ قَالَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیهِ مَرْحَباً بِکمَا مِنْ وَلِیینِ مُتَعَاهِدَینِ لِدِینِهِ لَسْتُمَا بِمُقَصِّرَینِ لَعَمْرِی إِنَّ ذَلِک الواجب [وَاجِبٌ ] عَلَی کلِّ مُؤْمِنٍ وَ مُؤْمِنَةٍ ثُمَّ قَالَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیهِ یا سَلْمَانُ وَ یا جُنْدَبُ قَالا لَبَّیک یا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ قَالَ ع إِنَّهُ لَا یسْتَکمِلُ أَحَدٌ الْإِیمَانَ حَتَّی یعْرِفَنِی کنْهَ مَعْرِفَتِی بِالنُّورَانِیةِ فَإِذَا عَرَفَنِی بِهَذِهِ الْمَعْرِفَةِ فَقَدِ امْتَحَنَ اللَّهُ قَلْبَهُ لِلْإِیمَانِ وَ شَرَحَ صَدْرَهُ لِلْإِسْلَامِ وَ صَارَ عَارِفاً مُسْتَبْصِراً وَ مَنْ قَصَّرَ عَنْ مَعْرِفَةِ ذَلِک فَهُوَ شَاک وَ مُرْتَابٌ یا سَلْمَانُ وَ یا جُنْدَبُ قَالا لَبَّیک یا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ قَالَ ع مَعْرِفَتِی بِالنُّورَانِیةِ مَعْرِفَةُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَ

بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج 26، ص: 2

وَ مَعْرِفَةُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مَعْرِفَتِی بِالنُّورَانِیةِ وَ هُوَ الدِّینُ الْخَالِصُ الَّذِی قَالَ اللَّهُ تَعَالَی وَ ما أُمِرُوا إِلَّا لِیعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ حُنَفاءَ وَ یقِیمُوا الصَّلاةَ وَ یؤْتُوا الزَّکاةَ « البینة: 5- »

وَ ذلِک دِینُ الْقَیمَةِ یقُولُ مَا أُمِرُوا إِلَّا بِنُبُوَّةِ مُحَمَّدٍ ص وَ هُوَ الدِّینُ الْحَنِیفِیةُ الْمُحَمَّدِیةُ السَّمْحَةُ وَ قَوْلُهُ یقِیمُونَ الصَّلاةَ فَمَنْ أَقَامَ وَلَایتِی فَقَدْ أَقَامَ الصَّلَاةَ وَ إِقَامَةُ وَلَایتِی صَعْبٌ مُسْتَصْعَبٌ لَا یحْتَمِلُهُ إِلَّا مَلَک مُقَرَّبٌ أَوْ نَبِی مُرْسَلٌ أَوْ عَبْدٌ مُؤْمِنٌ امْتَحَنَ اللَّهُ قَلْبَهُ لِلْإِیمَانِ فَالْمَلَک إِذَا لَمْ یکنْ مُقَرَّباً لَمْ یحْتَمِلْهُ وَ النَّبِی إِذَا لَمْ یکنْ مُرْسَلًا لَمْ یحْتَمِلْهُ وَ الْمُؤْمِنُ إِذَا لَمْ یکنْ مُمْتَحَناً لَمْ یحْتَمِلْهُ قُلْتُ یا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ مَنِ الْمُؤْمِنُ وَ مَا نِهَایتُهُ وَ مَا حَدُّهُ حَتَّی أَعْرِفَهُ قَالَ ع یا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ قُلْتُ لَبَّیک یا أَخَا رَسُولِ اللَّهِ قَالَ الْمُؤْمِنُ الْمُمْتَحَنُ هُوَ الَّذِی لَا یرَدُّ مِنْ أَمْرِنَا إِلَیهِ شَی ءٌ إِلَّا شُرِحَ صَدْرُهُ لِقَبُولِهِ وَ لَمْ یشُک وَ لَمْ یرْتَبْ « فی نسخة: و لم یرتد. » اعْلَمْ یا أَبَا ذَرٍّ أَنَا عَبْدُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ خَلِیفَتُهُ عَلَی عِبَادِهِ لَا تَجْعَلُونَا أَرْبَاباً وَ قُولُوا فِی فَضْلِنَا مَا شِئْتُمْ فَإِنَّکمْ لَا تَبْلُغُونَ کنْهَ مَا فِینَا وَ لَا نِهَایتَهُ فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ قَدْ أَعْطَانَا أَکبَرَ وَ أَعْظَمَ مِمَّا یصِفُهُ وَ أَصِفُکمْ أَوْ یخْطُرُ عَلَی قَلْبِ أَحَدِکمْ فَإِذَا عَرَفْتُمُونَا هَکذَا فَأَنْتُمُ الْمُؤْمِنُونَ قَالَ سَلْمَانُ قُلْتُ یا أَخَا رَسُولِ اللَّهِ وَ مَنْ أَقَامَ الصَّلَاةَ أَقَامَ وَلَایتَک قَالَ نَعَمْ یا سَلْمَانُ تَصْدِیقُ ذَلِک قَوْلُهُ تَعَالَی فِی الْکتَابِ الْعَزِیزِ وَ اسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ وَ إِنَّها لَکبِیرَةٌ إِلَّا عَلَی الْخاشِعِینَ « ( البقرة: 45- الصَّبْرُ رَسُولُ اللَّهِ ص وَ الصَّلَاةُ إِقَامَةُ وَلَایتِی فَمِنْهَا قَالَ اللَّهُ تَعَالَی وَ إِنَّها لَکبِیرَةٌ وَ لَمْ یقُلْ وَ إِنَّهُمَا لَکبِیرَةٌ لِأَنَّ الْوَلَایةَ کبِیرَةٌ حَمْلُهَا إِلَّا عَلَی الْخَاشِعِینَ وَ الْخَاشِعُونَ هُمُ الشِّیعَةُ الْمُسْتَبْصِرُونَ وَ ذَلِک لِأَنَ

بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج 26، ص: 3

أَهْلَ الْأَقَاوِیلِ مِنَ الْمُرْجِئَةِ وَ الْقَدَرِیةِ وَ الْخَوَارِجِ وَ غَیرِهِمْ مِنَ النَّاصِبِیةِ یقِرُّونَ لِمُحَمَّدٍ ( فی نسخة: بمحمد. ص لَیسَ بَینَهُمْ خِلَافٌ وَ هُمْ مُخْتَلِفُونَ فِی وَلَایتِی مُنْکرُونَ لِذَلِک جَاحِدُونَ بِهَا إِلَّا الْقَلِیلُ وَ هُمُ الَّذِینَ وَصَفَهُمُ اللَّهُ فِی کتَابِهِ الْعَزِیزِ فَقَالَ إِنَّها لَکبِیرَةٌ إِلَّا عَلَی الْخاشِعِینَ وَ قَالَ اللَّهُ تَعَالَی فِی مَوْضِعٍ آخَرَ فِی کتَابِهِ الْعَزِیزِ فِی نُبُوَّةِ مُحَمَّدٍ ص وَ فِی وَلَایتِی فَقَالَ عَزَّ وَ جَلَ وَ بِئْرٍ مُعَطَّلَةٍ وَ قَصْرٍ مَشِیدٍ «2» فَالْقَصْرُ مُحَمَّدٌ وَ الْبِئْرُ الْمُعَطَّلَةُ وَلَایتِی عَطَّلُوهَا وَ جَحَدُوهَا وَ مَنْ لَمْ یقِرَّ بِوَلَایتِی لَمْ ینْفَعْهُ الْإِقْرَارُ بِنُبُوَّةِ مُحَمَّدٍ ص إِلَّا أَنَّهُمَا مَقْرُونَانِ وَ ذَلِک أَنَّ النَّبِی ص نَبِی مُرْسَلٌ وَ هُوَ إِمَامُ الْخَلْقِ وَ عَلِی مِنْ بَعْدِهِ إِمَامُ الْخَلْقِ وَ وَصِی مُحَمَّدٍ ص کمَا قَالَ لَهُ النَّبِی ص أَنْتَ مِنِّی بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَی إِلَّا أَنَّهُ لَا نَبِی بَعْدِی وَ أَوَّلُنَا مُحَمَّدٌ وَ أَوْسَطُنَا مُحَمَّدٌ وَ آخِرُنَا مُحَمَّدٌ فَمَنِ اسْتَکمَلَ مَعْرِفَتِی فَهُوَ عَلَی الدِّینِ الْقَیمِ کمَا قَالَ اللَّهُ تَعَالَی وَ ذلِک دِینُ الْقَیمَةِ «3» وَ سَأُبَینُ ذَلِک بِعَوْنِ اللَّهِ وَ تَوْفِیقِهِ یا سَلْمَانُ وَ یا جُنْدَبُ قَالا لَبَّیک یا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیک قَالَ کنْتُ أَنَا وَ مُحَمَّدٌ نُوراً وَاحِداً مِنْ نُورِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَأَمَرَ اللَّهُ تَبَارَک وَ تَعَالَی ذَلِک النُّورَ أَنْ یشَقَّ فَقَالَ لِلنِّصْفِ کنْ مُحَمَّداً وَ قَالَ لِلنِّصْفِ کنْ عَلِیاً فَمِنْهَا قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص عَلِی مِنِّی وَ أَنَا مِنْ عَلِی وَ لَا یؤَدِّی عَنِّی إِلَّا عَلِی وَ قَدْ وَجَّهَ أَبَا بَکرٍ بِبَرَاءَةَ إِلَی مَکةَ فَنَزَلَ جَبْرَئِیلُ ع فَقَالَ یا مُحَمَّدُ قَالَ لَبَّیک قَالَ إِنَّ اللَّهَ یأْمُرُک أَنْ تُؤَدِّیهَا أَنْتَ أَوْ رَجُلٌ عَنْک فَوَجَّهَنِی فِی اسْتِرْدَادِ أَبِی بَکرٍ فَرَدَدْتُهُ فَوَجَدَ فِی نَفْسِهِ وَ قَالَ یا رَسُولَ اللَّهِ أَ نَزَلَ فِی الْقُرْآنُ قَالَ لَا وَ لَکنْ لَا یؤَدِّی إِلَّا أَنَا أَوْ عَلِی یا سَلْمَانُ وَ یا جُنْدَبُ قَالا لَبَّیک یا أَخَا رَسُولِ اللَّهِ قَالَ ع مَنْ لَا یصْلُحُ لِحَمْلِ

______________________________

 (2) الحجّ: 45-

 (3) البینة: 5-

بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج 26، ص: 4

صَحِیفَةٍ یؤَدِّیهَا عَنْ رَسُولِ اللَّهِ ص کیفَ یصْلُحُ لِلْإِمَامَةِ یا سَلْمَانُ وَ یا جُنْدَبُ فَأَنَا وَ رَسُولُ اللَّهِ ص کنَّا نُوراً وَاحِداً صَارَ رَسُولَ اللَّهِ ص مُحَمَّدٌ الْمُصْطَفَی وَ صِرْتُ أَنَا وَصِیهُ الْمُرْتَضَی وَ صَارَ مُحَمَّدٌ النَّاطِقَ وَ صِرْتُ أَنَا الصَّامِتَ وَ إِنَّهُ لَا بُدَّ فِی کلِّ عَصْرٍ مِنَ الْأَعْصَارِ أَنْ یکونَ فِیهِ نَاطِقٌ وَ صَامِتٌ یا سَلْمَانُ صَارَ مُحَمَّدٌ الْمُنْذِرَ وَ صِرْتُ أَنَا الْهَادِی وَ ذَلِک قَوْلُهُ عَزَّ وَ جَلَ إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِکلِّ قَوْمٍ هادٍ «1» فَرَسُولُ اللَّهِ ص الْمُنْذِرُ وَ أَنَا الْهَادِی اللَّهُ یعْلَمُ ما تَحْمِلُ کلُّ أُنْثی وَ ما تَغِیضُ الْأَرْحامُ وَ ما تَزْدادُ وَ کلُّ شَی ءٍ عِنْدَهُ بِمِقْدارٍ عالِمُ الْغَیبِ وَ الشَّهادَةِ الْکبِیرُ الْمُتَعالِ سَواءٌ مِنْکمْ مَنْ أَسَرَّ الْقَوْلَ وَ مَنْ جَهَرَ بِهِ وَ مَنْ هُوَ مُسْتَخْفٍ بِاللَّیلِ وَ سارِبٌ بِالنَّهارِ لَهُ مُعَقِّباتٌ مِنْ بَینِ یدَیهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ یحْفَظُونَهُ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ «2» قَالَ فَضَرَبَ ع بِیدِهِ عَلَی أُخْرَی وَ قَالَ صَارَ مُحَمَّدٌ صَاحِبَ الْجَمْعِ وَ صِرْتُ أَنَا صَاحِبَ النَّشْرِ وَ صَارَ مُحَمَّدٌ صَاحِبَ الْجَنَّةِ وَ صِرْتُ أَنَا صَاحِبَ النَّارِ أَقُولُ لَهَا خُذِی هَذَا وَ ذَرِی هَذَا وَ صَارَ مُحَمَّدٌ ص صَاحِبَ الرَّجْفَةِ وَ صِرْتُ أَنَا صَاحِبَ الْهَدَّةِ «3» وَ أَنَا صَاحِبُ اللَّوْحِ الْمَحْفُوظِ أَلْهَمَنِی اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عِلْمَ مَا فِیهِ نَعَمْ یا سَلْمَانُ وَ یا جُنْدَبُ وَ صَارَ مُحَمَّدٌ یس وَ الْقُرْآنِ الْحَکیمِ «4» وَ صَارَ مُحَمَّدٌ ن وَ الْقَلَمِ «5» وَ صَارَ مُحَمَّدٌ طه ما أَنْزَلْنا عَلَیک الْقُرْآنَ لِتَشْقی «6» وَ صَارَ مُحَمَّدٌ صَاحِبَ الدَّلَالاتِ وَ صِرْتُ أَنَا صَاحِبَ الْمُعْجِزَاتِ وَ الْآیاتِ وَ صَارَ مُحَمَّدٌ خَاتَمَ النَّبِیینَ وَ صِرْتُ

______________________________

 (1) الرعد: 7-

 (2) الرعد: 8- 11-

 (3) الهدة: صوت وقع الحائط و نحوه و فی الخبر: «أعوذ بک من الهد و الهدة» و فسر الهد بالهدم و الهدة بالخسف، و الهد: صوت ما یقع من السماء.

 (4) یس: 1 و 2-

 (5) القلم: 1-

 (6) طه: 1 و 2-

بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج 26، ص: 5

أَنَا خَاتَمَ الْوَصِیینَ وَ أَنَا الصِّرَاطُ الْمُسْتَقِیمُ «1» وَ أَنَا النَّبَأُ الْعَظِیمُ الَّذِی هُمْ فِیهِ مُخْتَلِفُونَ «2» وَ لَا أَحَدٌ اخْتَلَفَ إِلَّا فِی وَلَایتِی وَ صَارَ مُحَمَّدٌ صَاحِبَ الدَّعْوَةِ وَ صِرْتُ أَنَا صَاحِبَ السَّیفِ وَ صَارَ مُحَمَّدٌ نَبِیاً مُرْسَلًا وَ صِرْتُ أَنَا صَاحِبَ أَمْرِ النَّبِی ص قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَ یلْقِی الرُّوحَ مِنْ أَمْرِهِ عَلی مَنْ یشاءُ مِنْ عِبادِهِ «3» وَ هُوَ رُوحُ اللَّهِ لَا یعْطِیهِ وَ لَا یلْقِی هَذَا الرُّوحَ إِلَّا عَلَی مَلَک مُقَرَّبٍ أَوْ نَبِی مُرْسَلٍ أَوْ وَصِی مُنْتَجَبٍ فَمَنْ أَعْطَاهُ اللَّهُ هَذَا الرُّوحَ فَقَدْ أَبَانَهُ مِنَ النَّاسِ وَ فَوَّضَ إِلَیهِ الْقُدْرَةَ وَ أَحْیا الْمَوْتَی وَ عَلِمَ بِمَا کانَ وَ مَا یکونُ وَ سَارَ مِنَ الْمَشْرِقِ إِلَی الْمَغْرِبِ وَ مِنَ الْمَغْرِبِ إِلَی الْمَشْرِقِ فِی لَحْظَةِ عَینٍ وَ عَلِمَ مَا فِی الضَّمَائِرِ وَ الْقُلُوبِ وَ عَلِمَ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ یا سَلْمَانُ وَ یا جُنْدَبُ وَ صَارَ مُحَمَّدٌ الذِّکرَ الَّذِی قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَ قَدْ أَنْزَلَ اللَّهُ إِلَیکمْ ذِکراً رَسُولًا یتْلُوا عَلَیکمْ آیاتِ اللَّهِ «4» إِنِّی أُعْطِیتُ عِلْمَ الْمَنَایا وَ الْبَلَایا وَ فَصْلَ الْخِطَابِ وَ اسْتُودِعْتُ عِلْمَ الْقُرْآنِ وَ مَا هُوَ کائِنٌ إِلَی یوْمِ الْقِیامَةِ وَ مُحَمَّدٌ ص أَقَامَ الْحُجَّةَ حُجَّةً لِلنَّاسِ وَ صِرْتُ أَنَا حُجَّةَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ جَعَلَ اللَّهُ لِی مَا لَمْ یجْعَلْ لِأَحَدٍ مِنَ الْأَوَّلِینَ وَ الْآخِرِینَ لَا لِنَبِی مُرْسَلٍ وَ لَا لِمَلَک مُقَرَّبٍ یا سَلْمَانُ وَ یا جُنْدَبُ قَالا لَبَّیک یا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ قَالَ ع أَنَا الَّذِی حَمَلْتُ نُوحاً فِی السَّفِینَةِ بِأَمْرِ رَبِّی وَ أَنَا الَّذِی أَخْرَجْتُ یونُسَ مِنْ بَطْنِ الْحُوتِ بِإِذْنِ رَبِّی وَ أَنَا الَّذِی جَاوَزْتُ بِمُوسَی بْنِ عِمْرَانَ الْبَحْرَ بِأَمْرِ رَبِّی وَ أَنَا الَّذِی أَخْرَجْتُ إِبْرَاهِیمَ مِنَ النَّارِ بِإِذْنِ رَبِّی وَ أَنَا الَّذِی أَجْرَیتُ أَنْهَارَهَا وَ فَجَّرْتُ عُیونَهَا وَ غَرَسْتُ أَشْجَارَهَا بِإِذْنِ رَبِّی وَ أَنَا عَذَابُ یوْمِ الظُّلَّةِ وَ أَنَا الْمُنَادِی مِنْ مَکانٍ قَرِیبٍ قَدْ سَمِعَهُ الثَّقَلَانِ الْجِنُّ وَ الْإِنْسُ وَ فَهِمَهُ قَوْمٌ

______________________________

 (1) الفاتحة: 6-

 (2) النبأ: 2 و 3-

 (3) المؤمن: 15-

 (4) الطلاق: 10 و 11-

بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج 26، ص: 6

إِنِّی لَأَسْمَعُ کلَّ قَوْمٍ «1» الْجَبَّارِینَ وَ الْمُنَافِقِینَ بِلُغَاتِهِمْ وَ أَنَا الْخَضِرُ عَالِمُ مُوسَی وَ أَنَا مُعَلِّمُ سُلَیمَانَ بْنِ دَاوُدَ وَ أَنَا ذُو الْقَرْنَینِ وَ أَنَا قُدْرَةُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ یا سَلْمَانُ وَ یا جُنْدَبُ أَنَا مُحَمَّدٌ وَ مُحَمَّدٌ أَنَا وَ أَنَا مِنْ مُحَمَّدٍ وَ مُحَمَّدٌ مِنِّی قَالَ اللَّهُ تَعَالَی مَرَجَ الْبَحْرَینِ یلْتَقِیانِ بَینَهُما بَرْزَخٌ لا یبْغِیانِ «2» یا سَلْمَانُ وَ یا جُنْدَبُ قَالا لَبَّیک یا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ قَالَ إِنَّ مَیتَنَا لَمْ یمُتْ وَ غَائِبَنَا لَمْ یغِبْ وَ إِنَّ قَتْلَانَا لَنْ یقْتَلُوا یا سَلْمَانُ وَ یا جُنْدَبُ قَالا لَبَّیک صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیک قَالَ ع أَنَا أَمِیرُ کلِّ مُؤْمِنٍ وَ مُؤْمِنَةٍ مِمَّنْ مَضَی وَ مِمَّنْ بَقِی وَ أُیدْتُ بِرُوحِ الْعَظَمَةِ وَ إِنَّمَا أَنَا عَبْدٌ مِنْ عَبِیدِ اللَّهِ لَا تُسَمُّونَا أَرْبَاباً وَ قُولُوا فِی فَضْلِنَا مَا شِئْتُمْ فَإِنَّکمْ لَنْ تَبْلُغُوا مِنْ فَضْلِنَا کنْهَ مَا جَعَلَهُ اللَّهُ لَنَا وَ لَا مِعْشَارَ الْعُشْرِ لِأَنَّا آیاتُ اللَّهِ وَ دَلَائِلُهُ وَ حُجَجُ اللَّهِ وَ خُلَفَاؤُهُ وَ أُمَنَاؤُهُ وَ أَئِمَّتُهُ وَ وَجْهُ اللَّهِ وَ عَینُ اللَّهِ وَ لِسَانُ اللَّهِ بِنَا یعَذِّبُ اللَّهُ عِبَادَهُ وَ بِنَا یثِیبُ وَ مِنْ بَینِ خَلْقِهِ طَهَّرَنَا وَ اخْتَارَنَا وَ اصْطَفَانَا وَ لَوْ قَالَ قَائِلٌ لِمَ وَ کیفَ وَ فِیمَ لَکفَرَ وَ أَشْرَک لِأَنَّهُ لَا یسْأَلُ عَمَّا یفْعَلُ وَ هُمْ یسْأَلُونَ یا سَلْمَانُ وَ یا جُنْدَبُ قَالا لَبَّیک یا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیک قَالَ ع مَنْ آمَنَ بِمَا قُلْتُ وَ صَدَّقَ بِمَا بَینْتُ وَ فَسَّرْتُ وَ شَرَحْتُ وَ أَوْضَحْتُ وَ نَوَّرْتُ وَ بَرْهَنْتُ فَهُوَ مُؤْمِنٌ مُمْتَحَنٌ امْتَحَنَ اللَّهُ قَلْبَهُ لِلْإِیمَانِ وَ شَرَحَ صَدْرَهُ لِلْإِسْلَامِ وَ هُوَ عَارِفٌ مُسْتَبْصِرٌ قَدِ انْتَهَی وَ بَلَغَ وَ کمَلَ وَ مَنْ شَک وَ عَنَدَ وَ جَحَدَ وَ وَقَفَ وَ تَحَیرَ وَ ارْتَابَ فَهُوَ مُقَصِّرٌ وَ نَاصِبٌ یا سَلْمَانُ وَ یا جُنْدَبُ قَالا لَبَّیک یا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیک قَالَ ع أَنَا أُحْیی وَ أُمِیتُ بِإِذْنِ رَبِّی وَ أَنَا أُنَبِّئُکمْ بِمَا تَأْکلُونَ وَ مَا تَدَّخِرُونَ فِی بُیوتِکمْ بِإِذْنِ رَبِّی وَ أَنَا عَالِمٌ بِضَمَائِرِ قُلُوبِکمْ وَ الْأَئِمَّةُ مِنْ أَوْلَادِی ع یعْلَمُونَ وَ یفْعَلُونَ هَذَا إِذَا أَحَبُّوا وَ أَرَادُوا لِأَنَّا کلَّنَا وَاحِدٌ أَوَّلُنَا مُحَمَّدٌ وَ آخِرُنَا مُحَمَّدٌ وَ أَوْسَطُنَا مُحَمَّدٌ وَ کلُّنَا مُحَمَّدٌ

______________________________

 (1) فی نسخة: کل یوم.

 (2) الرحمن: 19 و 20-

بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج 26، ص: 7

فَلَا تَفَرَّقُوا بَینَنَا وَ نَحْنُ إِذَا شِئْنَا شَاءَ اللَّهُ وَ إِذَا کرِهْنَا کرِهَ اللَّهُ الْوَیلُ کلُّ الْوَیلِ لِمَنْ أَنْکرَ فَضْلَنَا وَ خُصُوصِیتَنَا وَ مَا أَعْطَانَا اللَّهُ رَبُّنَا لِأَنَّ مَنْ أَنْکرَ شَیئاً مِمَّا أَعْطَانَا اللَّهُ فَقَدْ أَنْکرَ قُدْرَةَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ مَشِیتَهُ فِینَا یا سَلْمَانُ وَ یا جُنْدَبُ قَالا لَبَّیک یا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیک قَالَ ع لَقَدْ أَعْطَانَا اللَّهُ رَبُّنَا مَا هُوَ أَجَلُّ وَ أَعْظَمُ وَ أَعْلَی وَ أَکبَرُ مِنْ هَذَا کلِّهِ قُلْنَا یا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ مَا الَّذِی أَعْطَاکمْ مَا هُوَ أَعْظَمُ وَ أَجَلُّ مِنْ هَذَا کلِّهِ قَالَ قَدْ أَعْطَانَا رَبُّنَا عَزَّ وَ جَلَّ عِلْمَنَا لِلِاسْمِ الْأَعْظَمِ الَّذِی لَوْ شِئْنَا خَرَقَتِ السَّمَاوَاتُ وَ الْأَرْضُ وَ الْجَنَّةُ وَ النَّارُ وَ نَعْرُجُ بِهِ إِلَی السَّمَاءِ وَ نَهْبِطُ بِهِ الْأَرْضَ وَ نَغْرُبُ وَ نَشْرُقُ وَ نَنْتَهِی بِهِ إِلَی الْعَرْشِ فَنَجْلِسُ «1» عَلَیهِ بَینَ یدَی اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ یطِیعُنَا کلُّ شَی ءٍ حَتَّی السَّمَاوَاتُ وَ الْأَرْضُ وَ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ وَ النُّجُومُ وَ الْجِبَالُ وَ الشَّجَرُ وَ الدَّوَابُّ وَ الْبِحَارُ وَ الْجَنَّةُ وَ النَّارُ أَعْطَانَا اللَّهُ ذَلِک کلَّهُ بِالاسْمِ الْأَعْظَمِ الَّذِی عَلَّمَنَا وَ خَصَّنَا بِهِ وَ مَعَ هَذَا کلِّهِ نَأْکلُ وَ نَشْرَبُ وَ نَمْشِی فِی الْأَسْوَاقِ وَ نَعْمَلُ هَذِهِ الْأَشْیاءَ بِأَمْرِ رَبِّنَا وَ نَحْنُ عِبَادُ اللَّهِ الْمُکرَمُونَ الَّذِینَ لا یسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَ هُمْ بِأَمْرِهِ یعْمَلُونَ وَ جَعَلَنَا مَعْصُومِینَ مُطَهَّرِینَ وَ فَضَّلَنَا عَلَی کثِیرٍ مِنْ عِبَادِهِ الْمُؤْمِنِینَ فَنَحْنُ نَقُولُ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی هَدانا لِهذا وَ ما کنَّا لِنَهْتَدِی لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللَّهُ وَ حَقَّتْ کلِمَةُ الْعَذابِ عَلَی الْکافِرِینَ أَعْنِی الْجَاحِدِینَ بِکلِّ مَا أَعْطَانَا اللَّهُ مِنَ الْفَضْلِ وَ الْإِحْسَانِ یا سَلْمَانُ وَ یا جُنْدَبُ فَهَذَا مَعْرِفَتِی بِالنُّورَانِیةِ فَتَمَسَّک بِهَا رَاشِداً فَإِنَّهُ لَا یبْلُغُ أَحَدٌ مِنْ شِیعَتِنَا حَدَّ الِاسْتِبْصَارِ حَتَّی یعْرِفَنِی بِالنُّورَانِیةِ فَإِذَا عَرَفَنِی بِهَا کانَ مُسْتَبْصِراً بَالِغاً کامِلًا قَدْ خَاضَ بَحْراً مِنَ الْعِلْمِ وَ ارْتَقَی دَرَجَةً مِنَ الْفَضْلِ وَ اطَّلَعَ عَلَی سِرٍّ مِنْ سِرِّ اللَّهِ وَ مَکنُونِ خَزَائِنِهِ «2».

بیان: قوله أنا الذی حملت نوحا أقول لو صح صدور الخبر عنه ع

______________________________

 (1) هذا کنایة عن شدة قربهم و عظم منزلتهم عند اللّه، أو کنایة عن احاطتهم العلمیة بأمور السماوات و الأرضین بافاضة اللّه تعالی ایاهم أو قدرتهم بها و مطاعیتهم عندها.

 (2) لم نجد هذا الکتاب.

بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج 26، ص: 8

لاحتمل أن یکون المراد به و بأمثاله أن الأنبیاء ع بالاستشفاع بنا و التوسل بأنوارنا رفعت «1» عنهم المکاره و الفتن کما دلت علیه الأخبار الصحیحة

 حدیث معرفة امیرالمومنین بالنّورانیّة

 « محمّد بن صدقه نقل کرد: اباذر غفاری از سلمان فارسی پرسید معرفت امام امیر المؤمنین علیه السّلام به نورانیت چگونه است؟ سلمان گفت با هم برویم از خود مولا سؤال کنیم آمدیم خدمت امیر المؤمنین علیه السّلام ایشان را نیافتیم. مدتی منتظر شدیم تا آمد. سؤال فرمود برای چه آمده اید؟ گفتیم آمده ایم بپرسیم شما را چگونه با نورانیت می توان شناخت؟ فرمود: مرحبا به شما دو دوست متعهد که در راه دین کوتاهی ندارید. به جان خودم سوگند یاد می کنم که این مطلب بر هر مرد و زن مؤمنی واجب است آنگاه فرمود: ای سلمان و ابا ذر! گفتیم بفرمائید یا امیر المؤمنین. فرمود: ایمان شخص کامل نمی شود مگر مرا به کنه معرفت با نورانیت بشناسد. وقتی به این صورت شناخت آنگاه دلش را خدا به ایمان آزمایش نموده و شرح صدر برای اسلام به او عنایت کرده و در این صورت است که عارف و بینا و مستبصر می شود. و هر که کوتاهی از این عرفان بنماید در حال شک و ارتیاب است. سلمان و ابا ذر! شناخت من با نورانیت، شناخت خدا است و شناخت خدا معرفت من است با نورانیت. این است همان دین خالص که خداوند می فرماید: « وَ ما أُمِرُوا إِلَّا لِیعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ حُنَفاءَ وَ یقِیمُوا الصَّلاةَ وَ یؤْتُوا الزَّکاةَ وَ ذلِک دِینُ الْقَیمَةِ. » می فرماید: دستور داده نشده به آنها مگر اینکه ایمان به نبوت حضرت محمّد آورند که همان دین حنیف محمدی ساده است این قسمت آیه «وَ یقِیمُوا الصَّلاةَ» هر کس اقامه ولایت مرا کرده باشد نماز را به پای داشته است به پا داشتن ولایت من دشوار و سنگین است که تاب آن را ندارد مگر فرشتۀمقرّب یا پیامبر مرسل یا بندۀمؤمنی که خدا دلش را به ایمان آزمایش کرده باشد.

فرشته اگر مقرّب نباشد تاب تحمل آن را ندارد و پیامبر نیز اگر مرسل نباشد تحمل ندارد و مؤمن هم اگر مورد آزمایش و اعتماد نباشد تاب آن را ندارد. گفتم یا امیر المؤمنین مؤمن کیست و حدّ و نهایت ایمان چیست تا بتوان او را شناخت؟

فرمود: یا ابا عبد اللَّه (سلمان ). عرض کردم لبیک ای برادر پیامبر. فرمود: مؤمن امتحان شده کسی است که هر چه از جانب ما به او برسد دلش برای پذیرش وسعت دارد و شک و تردید در آن ندارد.

بدان ابا ذر که من بندۀخدا و خلیفه بر بندگانم ما را ( خدا ) قرار ندهید ولی در فضل ما هر چه می خواهید بگوئید باز هم به کنه فضل ما نخواهید رسید و نهایت ندارد. زیرا خداوند تبارک و تعالی به ما بیشتر و بزرگتر از آنچه ما میگوییم و شما می گویید یا خطور به قلب یکی از شما نماید عنایت فرموده. وقتی ما را این طور شناختید آن وقت مؤمن هستید.

سلمان گفت: عرض کردم ای برادر پیامبر هر کسی نماز به پا دارد ولایت تو را به پا داشته؟ فرمود آری دلیل این مطلب آیۀقرآن است « وَ اسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ وَ إِنَّها لَکبِیرَةٌ إِلَّا عَلَی الْخاشِعِینَ. » کمک بگیر از صبر و نماز و آن سنگین و دشوار است مگر برای خشوع کنندگان. صبر پیامبر است و نماز اقامۀولایت من است. به همین جهت خداوند می فرماید «إِنَّها لَکبِیرَةٌ» و نفرموده «انهما لکبیرة» آن دو سنگین است چون حمل ولایت سنگین است مگر برای خاشعین که آنها شیعیان بینا و روشنند. زیرا صاحب عقاید از قبیل مرجئه و قدریه و خوارج و دیگران از قبیل ناصبی ها اقرار به نبوت حضرت محمّد صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم دارند و در این مورد اختلافی ندارند ولی هم ایشان در بارۀولایت من اختلاف دارند و منکر آن هستند مگر تعداد کمی. آنهایند که خداوند در قرآن ایشان را توصیف نموده «إِنَّها لَکبِیرَةٌ إِلَّا عَلَی الْخاشِعِینَ».

در جای دیگر قرآن راجع به نبوت حضرت محمّد و ولایت من می فرماید: « وَ بِئْرٍ مُعَطَّلَةٍ وَ قَصْرٍ مَشِیدٍ »؛ قصر محمّد صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم است و « بِئْرٍ مُعَطَّلَةٍ» (چاه واگذار شده) ولایت من است که آن را رها کرده اند و منکر شده اند. هر که اقرار به ولایت من نداشته باشد اقرار به نبوت پیامبر برای او سودی نخواهد داشت این دو با هم قرین و همراهند زیرا پیامبر اکرم نبی مرسل و امام مردم است و علی پس از او امام مردم و وصی محمّد است چنانچه پیامبر اکرم فرمود: «انت منی بمنزلة هارون من موسی الا انه لا نبی بعدی»

اول ما محمّد و وسط ما محمّد و آخر ما محمّد است. هر کس معرفت مرا کامل داشته باشد او بر دین قیم و استوار است چنانچه در این آیه می فرماید «وَ ذلِک دِینُ الْقَیمَةِ» این مطلب را به توفیق خدا و کمک او توضیح می دهم.

اینک می گویم ای سلمان و ابا ذر! من و محمّد یک نور از نور خداوند بودیم خداوند دستور داد به آن نور که دو قسمت شود به نیمی از آن فرمود محمّد باش! و به نیم دیگر فرمود علی باش! به همین جهت پیامبر اکرم فرموده است: «علی منّی و انا من علی و لا یودّی عنّی الّا علی  علی از من و من از علی هستم و این کار را نمیتواند انجام دهد مگر علی ». ابوبکر را با سوره برائت به مکه فرستاد، جبرئیل نازل شده گفت: ای محمّد خداوند می فرماید باید این کار را تو انجام دهی یا مردی از خودت. آنگاه مرا فرستاد تا سوره را از ابوبکر بگیرم، از او گرفتم امّا او ناراحت شده از پیامبر اکرم پرسید آیا در این مورد آیۀقرآن درباره من نازل شده؟ فرمود نه ولی نباید این کار را انجام دهد مگر من یا علی. ای سلمان و ابا ذر! اینک فکر کنید کسی که صلاحیت نداشته باشد چند آیه را از جانب پیامبر به مردم برساند چگونه صلاحیت برای امامت دارد؟، من و پیامبر یک نور بودیم او محمّد مصطفی گردید و من وصی او علی مرتضی شدم. محمّد ناطق شد و من ساکت. باید در هر زمان ناطق و صامتی باشد. ای سلمان! محمّد منذِر است و من هادی. این است معنی آیه « إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِکلِّ قَوْمٍ هادٍ » پیامبر اکرم منذر است و من هادی. « اللَّهُ یعْلَمُ ما تَحْمِلُ کلُّ أُنْثی وَ ما تَغِیضُ الْأَرْحامُ وَ ما تَزْدادُ وَ کلُّ شَی ءٍ عِنْدَهُ بِمِقْدارٍ عالِمُ الْغَیبِ وَ الشَّهادَةِ الْکبِیرُ الْمُتَعالِ سَواءٌ مِنْکمْ مَنْ أَسَرَّ الْقَوْلَ وَ مَنْ جَهَرَ بِهِ وَ مَنْ هُوَ مُسْتَخْفٍ بِاللَّیلِ وَ سارِبٌ بِالنَّهارِ لَهُ مُعَقِّباتٌ مِنْ بَینِ یدَیهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ یحْفَظُونَهُ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ. »

در این موقع علی علیه السّلام دست خود را بر دست دیگر زده گفت محمّد صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم صاحب جمع است و من صاحب نشر. محمّد صاحب بهشت است و من صاحب جهنم. به جنهم می گویم این را بگیر و این یک را واگذار! محمّد صاحب مکان و من صاحب ریزش و من صاحب لوح محفوظم که خدا به من الهام نموده آنچه در لوح است.

ای سلمان و یا ابا ذر! محمّد یس و القرآن الحکیم است محمّد ن و القلم است و محمّد طه ما أَنْزَلْنا عَلَیک الْقُرْآنَ لِتَشْقی می باشد؛ محمّد صاحب دلالات و من صاحب معجزات و آیات. محمّد خاتم النبیین و من خاتم الوصیین و صراط مستقیم هستم و «النَّبَإِ الْعَظِیمِ الَّذِی هُمْ فِیهِ مُخْتَلِفُونَ» می باشم؛ هیچ کس اختلاف ندارد مگر در باره ولایت من. محمّد صاحب دعوت و من صاحب شمشیر، محمّد پیامبر مرسل و من صاحب امر پیامبرم؛ خداوند می فرماید: یلْقِی الرُّوحَ مِنْ أَمْرِهِ عَلی مَنْ یشاءُ مِنْ عِبادِهِ. او روح اللَّه است که عطا نمی کند و القا نمی نماید آن روح را مگر بر ملک مقرب یا پیامبر مرسل یا وصی برگزیده. به هر کس این روح را عنایت کند او را از مردم جدا نموده و به او قدرت تفویض کرده و مرده زنده می کند، اطلاع از گذشته و آینده دارد و از مشرق به مغرب و از مغرب به مشرق در یک چشم بهم زدن می رود و از دلها و قلبها خبر دارد و آنچه در آسمانها و زمین است می داند. ای سلمان و یا ابا ذر! محمّد صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم همان ذکری است که در قرآن فرموده: قَدْ أَنْزَلَ اللَّهُ إِلَیکمْ ذِکراً رَسُولًا یتْلُوا عَلَیکمْ آیاتِ اللَّهِ. به من علم مرگ و میرها و بلاها و فصل الخطاب (در هر جا چه باید گفت و هر مسأله چه جوابی دارد) داده اند و به من علم قرآن و آنچه تا قیامت اتفاق خواهد افتاد واگذارده اند. محمّد صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم حجة را تعیین نمود تا برای مردم حجت باشد و من حجة اللَّه شدم. خداوند به من مقامی عنایت کرده که برای هیچ یک از گذشتگان و آیندگان چه پیامبر مرسل و چه فرشتۀمقرب قرار نداده.

ای سلمان و یا ابا ذر! منم آن کس که نوح را در کشتی به دستور خدا بردم؛ من یونس را به اجازۀخدا از شکم نهنگ خارج کردم؛ من به اجازۀخدا موسی را از دریا گذراندم؛ من ابراهیم را از آتش نجات دادم به اجازه خدا؛ من نهرها و چشمه هایش را جاری و درختهایش را کاشتم با اجازۀخدایم.

من عذاب یوم الظله هستم (شاید منظور قیامت باشد)؛ منم آنکه فریاد می زنم از مکان نزدیکی که تمام جنّ و انس آن را می شنوند و گروهی می فهمن د. من با هر گروهی چه ستمگران و چه منافقین به زبان خودشان صحبت می کنم. منم خضر آن دانشمندی که همراه موسی بود. منم معلّم سلیمان بن داود؛ و منم ذو القرنین و منم قدرت اللَّه. ای سلمان و یا ابا ذر! منم محمّد و محمّد من است؛ من از محمّدم و محمّد از من است. خداوند در این آیه می فرماید: « مَرَجَ الْبَحْرَینِ یلْتَقِیانِ بَینَهُما بَرْزَخٌ لا یبْغِیانِ. »

ای سلمان و یا ابا ذر! مردۀما نمرده است و غائب ما دور نشده و کشته های ما هرگز کشته نشده اند. ای سلمان و یا ابا ذر! من امیر هر مرد و زن مؤمنم چه گذشتگان و چه آیندگان. مرا با روح عظمت تائید کرده اند. من یکی از بندگان خدایم مبادا ما را خدا بنامید! در بارۀفضل ما هر چه مایلید بگویید به کنه فضل ما نخواهید رسید و حتّی مقداری از یک دهم آن را نمی توانید بیان کنید. چون ما آیات و دلائل خداییم و حجّت و خلیفه و امین و امام و وجه اللَّه و عین اللَّه و لسان اللَّه هستیم. به وسیله ما بندگان خدا عذاب می شوند و به وسیله ما پاداش داده می شوند. ما را از میان بندگان خود پاک نموده و انتخاب کرده و برگزیده اگر کسی بگوید به چه جهت و چگونه هستند و در کجایند که چنین شده اند؟ کافر و مشرک می شود زیرا از آنچه بیان کردم و تفسیر نمودم و شرح دادم و روشن کردم و استدلال نمودم نیابد او مؤمنی است که آزمایش شده قلبش برای ایمان و سینه هاش وسعت یافته برای اسلام. او عارف روشن بین است که به هدف رسیده و کامل شده و هر کس شک نماید و دشمنی ورزد و منکر شود و متحیر باشد و تردید نماید او مقصّر و ناصبی است.

ای سلمان و یا ابا ذر من زنده می کنم و می میرانم به اجازۀخدا. من به شما خبر می دهم که چه می خورید و چه ذخیره در خانه های خود کرده اید به اذن خدا. من از دلهای شما مطلعم و ائمه از اولادم نیز همین کارها را می کنند و این اطلاعات را دارند هر وقت بخواهند و اراده کنند. چون ما همه یکی هستیم اوّل ما محمّد، آخر ما محمّد و وسط ما محمّد است و همۀما محمّدیم؛ بین ما جدایی نیندازید! ما وقتی بخواهیم، خدا می خواهد و وقتی نخواهیم خدا نمی خواهد. وای بس وای بر کسی که منکر فضل و امتیازات و الطافی که خدا به ما عنایت کرده باشد؛ زیرا هر کسی منکر یکی از چیزهایی باشد که خدا به ما عنایت کرده منکر قدرت خدا و مشیت اوست در بارۀما. ای سلمان و ابا ذر! خدا به ما چیزهایی داده که بزرگتر و عظیم تر و عا لیتر از همۀاینهاست. پرسیدیم چه چیز به شما داده که بهتر از همۀاینها است؟ فرمودند: ما را مطلع از اسم اعظم نموده که اگر بخواهیم آسمانها و زمین و بهشت و جهنم را از جای بر کنیم، به آسمان ببریم و به زمین بزنیم، به مغرب و مشرق می رویم و منتهی به عرش می شویم، در آنجا می نشینیم در مقابل خدا؛ و همه چیز مطیع ما هستند، حتّی آسمانها و زمین و شمس و قمر و ستارگان و کوهها و درخت ها و جنبندگان و دریاها و بهشت و جهنم. این مقام را خداوند به واسطۀاسم اعظم که عنایت نموده بخشیده؛ با تمام این امتیازات، ما غذا می خوریم و در بازارها راه می رویم و این کارها را به امر خدا انجام می دهیم. ما بندگان گرامی خدا هستیم که اظهار نظر در مقابل او نداریم و به دستورش عمل می کنیم. ما را معصوم و پاک قرار داده و برتری بخشیده بر بسیاری از بندگان مؤمنش. ما میگوییم: الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی هَدانا لِهذا وَ ما کنَّا لِنَهْتَدِی لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللَّهُ  خدا را ستایش که ما را به این مقام هدایت نموده که اگر او راهنمای ما نبود راه به این مقام نمی یافتیم. و ثابت است عذاب بر کافران که منظور منکران الطاف خدا به ما هستند.

ای سلمان و یا ابا ذر این است معرفت من بنورانیت وقتی مرا با این مقام کسی شناخت روشن بین و به هدف رسیده کامل است که در دریای علم فرو رفته و به مقام فضل رسیده و مطّلع بر سرّی از اسرار و گنجینۀعلوم خدا شده».

یادداشت ارسالی از آیت الله امینی گلستانی