تبلیغ هنرمندانه

روشمندسازی تبلیغ دینی و دقیق سازی مهارتهای تبلیغ

تبلیغ هنرمندانه

روشمندسازی تبلیغ دینی و دقیق سازی مهارتهای تبلیغ

تبلیغ هنرمندانه
تبلیغ دین بدون ابزارها و مهارتهای لازم بصورت دقیق و شفاف اثرگذار نمی باشد. رسالت این وبلاگ شفاف سازی مهارتها و الگوریتم سازی فن خطابه و دیگر مهارتهای لازم تبلیغ است.
آخرین نظرات

مهارت های زندگی / مهارت برنامه‌ریزی

تحول در زندگی چگونه‌‌‌؟
برای اینکه بتوانیم تغییر در زندگی خود ایجاد کنیم می توان از مهارت برنامه ریزی استفاده نمود
مراحل برنامه‌ریزی:

1. بررسی وضع موجود 2.ترسیم وضع مطلوب ۴.ارائه برنامه (راهبرد و راهکار)

انسانی که خواهان پیشرفت است

و حاضر نیست که به باورها و رفتار و صفات خود نظری بیفکند، در حقیقت خود را مسخره کرده است!!

باورهای غلط زنجیرهایی هستند که ما را به زمین میخ کوب می کنند!

برخی از باورهای غلط در این مطلب عرضه می شود:

در هر باور، ابتدا خود موضوع سپس باور غلط و بعد از آن باور صحیح ارائه می شود.

۱.خدا:
در یک گوشه عالم نشسته است.
موثر در همه کاره، در همه جا حاضر و ناظر بر رفتار

(داستان استادی که به شاگردانش مرغ داد و گفت بروید در جای خلوتی سر ببرید شاگرد زرنگ که دیگران به او حسادت می ورزیدند مرغ را سالم برگرداند گفت چطور شد مگه من نگفتم سر ببرید و بیاورید گفت جای خلوت پیدا نکردم)
۲.زندگی:
خوشگذرانی است.
حرکت فکری و روحی و رفتاری و برای رسیدن به هدف حرکت به سمت کمال و اتصال به بی نهایت
۳.معیار حق:
منافع شخصی و خواسته من
حق محوری (خدا محوری)
۴.شغل مناسب:
پر درآمد و راحت باشد
طبق معیار های عقلانی دینی = یعنی 1.نیاز جامعه 2. درآمد حلال باشد
3.مورد علاقه 4. آفتی نداشته باشد!

(ان الله لیبغض العبدالفارغ ان الله لیبغض العبد النوام) 
۵.خدا:
بد گمانی به خدا
خوش گمانی به خداوند
۶. حریم دیگران:
تحبس در امور دیگران
اشتغال به کار خود و پرداختن به عیوب خود
۷. مدیریت منزل:
برداشت منفی از مدیریت (مردسالاری یا زن سالاری)
حق سالاری حرف حق به کرسی نشانده شود از طرف هر کسی که بود
۸.شادی:
کاذب بدون حفظ حد و مرزها
انبساط روح بدون هیچ گونه آفتی

(مزاج با شرایط

برخی از عوامل و مصادیق شادی صحیح عبارتند از: 

1.ادخال سرور و خوشحال کردن دیگران با شوخی سالم

2.فضای سبز و تفریح سالم

3.لقاء الاخوان دیدار برادر مومن

4.روضه حضرت ابی عبدالله علیه الصلاه و السلام

5.زیارت امام رضا علیه السلام که گره های زندگی را باز می کنند

6.کارگشایی از کار همنوعان

بسم الله الرحمن الرحیم
چه کسی از بی محلی خوشش می آید؟ هیچکس
چون افراد درجاتشان متفاوت است، اعتنا نکردن به آنها نیز متفاوت می شود.
بی اعتنایی به هر انسانی بی احترامی به اوست.

اگر بی اعتنایی به فرد جاافتاده و بزرگتر یک جامعه و بزرگ خاندان باشد مسلما عقابش دو چندان خواهد بود

حال اگر این بی احترامی به سیدالبشریه حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم باشد چه حکمی پیدا می کند؟
آیا حاضرید به دردانه عالم پیامبر مهربانتر از پدر بی احترامی کنید!

پدری که برای هدایت بشر دل می سوزاند و جانانه تلاش می کرد

پدری که به اندازه ابدیت به گردن ما حق دارد  

قرآن می‌گوید مردم وقتی کسب و کار و سرگرمی را می بینند پراکنده می‌شوند و به دنبال آن می‌روند و شما را در حال سخنرانی رها می‌کنند
وَإِذَا رَأَوْا تِجَارَةً أَوْ لَهْوًا انْفَضُّوا إِلَیْهَا وَتَرَکُوکَ قَائِمًا قُلْ مَا عِنْدَ اللَّهِ خَیْرٌ مِنَ اللَّهْوِ وَمِنَ التِّجَارَةِ وَاللَّهُ خَیْرُ الرَّازِقِینَ [11] سوره  جمعه

نباشد مالی که باعث جدایی من از عشقم رسول خدا صلی الله علیه و آله بشود!

الهی نیاید روزی که من بخاطر مال دنیا حرف عشقم حضرت رسول صلی الله علیه و آله را بر زمین بیاندازم

نماز اول وقت حرف و سفارش حضرت

ارتباط با خدا تامین کننده روزی دنیا و آخرت

بسم اللهالرحمن الرحیم

تجارت/کسب و کار/آداب فروشندگی
هر چیزی به موقع اش
نظم و انضباط را همه قبول دارند.
اگر وقتی که مشتری نیست فردی درب مغازه بایستد چه بسا که همکاران به او بخندند هرچیزی به وقتش خوبه

حال اگر آدم فروشنده در یک لحظه دو مشتری داشت یک مشتری عادی و یه مشتری حق به گردن انسان داره کار کدام مشتری را راه می اندازی؟

شاید به ظاهر نوبت مشتری عادی باشه ولی چون مشتری در واقع طلبکار است و حق طلبکار باید اول ادا شود

نوبتی که باشه نوبت مشتری طلبکاره

حال اگر این مشتری حقی که به گردن انسان دارد حق حیات باشد بزرگترین حق زندگی

چگونه باید حق او را ادا نمود؟

طلبی که از انسان دارد همه وجود انسان است

آیا نباید هرکاری که انسان دارد رها کند و به سراغ او برود؟

موقع بلند شدن صدای اذان، مشتری اصلی‌ات صدایت می‌زند
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذَا نُودِیَ لِلصَّلَاةِ مِنْ یَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلَى ذِکْرِ اللَّهِ وَذَرُوا الْبَیْعَ ذَلِکُمْ خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ [9]
فَإِذَا قُضِیَتِ الصَّلَاةُ فَانْتَشِرُوا فِی الْأَرْضِ وَابْتَغُوا مِنْ فَضْلِ اللَّهِ وَاذْکُرُوا اللَّهَ کَثِیرًا لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ [10]سوره جمعه

نه وقت نماز کار کن

نه وقت کار نماز بخوان

نظم و انضباط

هرکاری به موقع اش

غم و غصه درآمد را به روزی دهنده اصلی بگو

بسم الله الرحمن الرحیم
برخی ها می گویند دلمان تاریک شده چه کنیم که نورانی شود؟
سیاهی گناه تمام قلبم را فرا گرفته است احساس ناخوشایند دارم!
آرزو می‌کنند و می گویند هرچند محال یا بسیار بعید است، ای کاش ما هم مثل خوبان نورانی می بودیم!
بدنبال راه حل برای نورانی شدن می گردند
آیه شریفه این امر بظاهر محال را حل می کند
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَآمِنُوا بِرَسُولِهِ یُؤْتِکُمْ کِفْلَیْنِ مِنْ رَحْمَتِهِ وَیَجْعَلْ لَکُمْ نُورًا تَمْشُونَ بِهِ وَیَغْفِرْ لَکُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ [28] اى کسانى که ایمان آورده‌اید، از خدا بترسید و به پیامبرش ایمان بیاورید تا شما را از رحمت خویش دو بار مزد بدهد. و شما را نورى عطا کند که در روشنایى آن راه بجویید و بیامرزدتان که خدا آمرزنده مهربان است. (28)سوره الحدید
تقوا و اعتقاد به حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم سه اثر و فایده دارد
۱.رحمت دو چندان خداوند
۲.نورانیت
۳.آمرزش گناهان
پس اعتقاد به جایگاه عظیم حضرت رسول صلی الله علیه و آله گره گشای مشکل تاریکی دل است و نورانیت را به ارمغان می آورد
حال نورانیت علل و عوامل دیگری هم دارد

بسم الله الرحمن الرحیم

داشتم جدول حل می کردم، یکجا گیر کردم: "حَلّٰال مشکلات است؛ سه حرفی"

👨‍💼پدرم گفت: معلومه، «پول»

گفتم: نه، جور در نمیاد


🧕مادرم گفت: پس بنویس «طلا»

گفتم: نه، بازم نمیشه.


🧖‍♀تازه عروس مجلس گفت: «عشق»، گفتم : اینم نمیشه.


💁‍♂دامادمان گفت: «وام»، گفتم: نه.


👮‍♂داداشم که تازه از سربازی آمده گفت: «کار»، گفتم: نُچ. 


👵مادربزرگم گفت: ننه، بنویس «عُمْر»، گفتم: نه، نمیخوره


هر کسی درمانِ دردِ خودش را میگفت، یقین داشتم در جواب این سؤال،

پابرهنه میگوید «کفش»

نابینا می گوید «نور»

ناشنوا میگوید «صدا»

لال میگوید «حرف»

و...

♦️اما هیچ کدام جواب کاملی نبود


💐 جواب«فَرَج» بود و ما هنوز باورمان نشده:

تا نیایی گِره از کارِ بشر وا نشود...

اللهم عجل لولیک الفرج...


بسم الله الرحمن الرحیم
در مطلب قبل راهکارهای برای دعوت جوانان به نماز ارائه شد اکنون ادامه روشهای عملیاتی

1.      ابزار های تربیتی مثبت مانند تشویق را جایگزین تنبیه کنیم

دشمن با اهرم های لذت بخش فرزندان ما را به کفر و فساد دعوت می‌کند ما با عوامل زجر آور

2.      روشهای دعوت به خوبیها را بروز رسانی کنیم

 روشهای قدیمی را فقط در جای خود استفاده کنیم و دائم آنها را تکرار نکنیم

3.      روشنگری داشته باشیم

در غیر وقت نماز در طول روز با فرزند صحبت کرده و انس بگیریم در ضمن گفتگو معارف نماز را منتقل کنیم

مضرات ترک نماز و فوائد انجام آن را برای او بگوئید

4.      رفیق باشیم با فرزند:

پدر با پسر رفیق باشد تا با او درد دل کند و بهتر ارتباط برقرار کند و مادر با دختر رابطه عاطفی و رفاقت برقرار کند

5.      موقعیت شناسی:

در طول روز با جوان خود کشتی بگیرید و یا مچ بیاندازید بعد معارف نماز را برای او توضیح دهید

6.      موقعیت سازی:

 خودتون رو در جای مخاطب و موقعیت کنونی او قرار دهید و شرایط او را فضاسازی کنید بعد با او سخن بگوئید مثلا در حالت خواب، خوابهای خوش ببینی آدمهایی که نماز می خونن خوابهای خوب می‌بینند

7.      غیرمستقیم او را با یک روحانی خوش فکر باسلیقه آشنا کنید

8.      مشورت بگیرید:

از عاقلین و افراد با تجربه و متخصصین یعنی روحانیت فهیم و مشاورین مورد تایید

9.      توکل به خدا و توسل به اهل بیت علیهم السلام

10.  دعا برای اصلاح فرزند

11.  نذر کردن:

    برای اصلاح فرزند بدون اینکه او خبر داشته باشد

12.  شروع غیرمستقیم:

اول ارتباط و انس بگیرید بعد وارد اصل مطلب بشوید

13.  بعد از اینکه همه راهکارها را به درستی و با تمام مراحل و شرایط انجام دادید و نتیجه ای حاصل نشد اگر دیدید هیچ راهکاری پاسخ نداد یه نیم نگاهی به لقمه ای که به فرزند خورانده اید بیافکنید شاید لقمه حلال نبوده است(لقمه حرام یا شبهه بوده است)

اگر استفاده داشت و خواستید تشکر کنید

از طریق نظر گذاشتن در ذیل مطلب می‌توانید این کار را انجام دهید

بسم الله الرحمن الرحیم

آیا تا کنون درباره روش دعوت فرزندتان به نماز و معارف فکر کرده اید؟

چگونه می شود به راحتی یا کمی با برنامه ریزی فرزند را به راه راست هدایت کرد؟

مطلب ذیل پاسخی است به این سئوال مهم 

قبل از هر کاری باید شرایط آن را فراهم نمود تا زحماتی که کشیده می شود بی نتیجه نماند

شرایط دعوت به نماز

1.      آمر باید عامل به معروف باشد

کسی که امر به معروف و کار خیری میکند باید حداقل نسبت به همان معروف عامل باشد تا سخن او برجان بنشیند و مخاطب پذیرش داشته باشد

2.      با احترام به شخصیت فرد او را دعوت کنید

مسخره نکنید فحش ندهید قلمبه نگوئید هرگز راضی به تبعیت از شما نمی شود

3.      موقع امر به معروف عصبانی نشوید

آرامش خودتون رو حفظ کنید تا بتوانید واکنش درست داشته باشید

4.      اگر شما آدم بدی باشید شنونده از شما خوشش نمیاد پس چطور به دعوت شما لبیک بگوید

(بصورت کلی آدم بد یا خوبی باشد)

اگر فرزند در خانه از والدین خود پذیرش حق از دیگران را ببیند، خود نیز چنین بار می‌آید

5.      رعایت زمان مناسب:

دعوت به نیکیها در وقت خوشحالی مخاطب میسر است نه در وقت عصبانیت و نگرانی و بیحوصلگی

6.      اقتدار و عزت نزد او داشته باشیم تا حرف را به راحتی بخرد

راهکارها

1.      زبان غیر مستقیم:

زبان مستقیم آزار دهنده است مثلا بجای اینکه گفته شود ((پاشو نماز بخوان)) گفته شود (کاروان رفت از کاروان پیشگامان عقب نمانی یاعلی)  

2.      اگر مخاطب مهربان و عاطفی است به زبان خودش او را دعوت کنیم و اگر چنین نیست نه

 بلند شو محمد جان پاشو دوست داری خدا و دوستان خدا دوستت داشته باشند!؟

3.      مراقبت از رفیق فرزند:

دعوت به نماز با یک جمله زیبا به تنهایی جز در موارد معدود امکان پذیر نمی باشد باید بصورت همیشگی و پیوسته از فرزند مراقبت داشت تا بتوان از وجود او میوه ای چید!

تربیت سه مرحله دارد کاشت داشت برداشت. یک زمین تا به برداشت محصول برسد، مراقبت ویژه می‌خواهدکار طاقت فرسایی است

اگر فرزند رفیق خوب و عاقلی پیدا نمود، می‌توان گفت 60 درصد خاطر جمع باشید 

4.      دوری از فضای ماهواره و تلگرام و تلویزیون

بسم الله الرحمن الرحیم
یا اَبَاالْحَسَنِ یا عَلِىَّ بْنَ مُوسى اَیُّهَا الرِّضا یَا بْنَ رَسُولِ اللّهِ یا حُجَّةَاللّهِ عَلى خَلْقِهِ یا سَیِّدَنا وَ مَوْلینا اِنّا تَوَجَّهْنا وَ اسْتَشْفَعْنا وَ تَوَسَّلْنا بِکَ اِلَى اللّهِ وَ قَدَّمْناکَ بَیْنَ یَدَىْ حاجاتِنا یا وَجیهاً عِنْدَ اللّهِ اِشْفَعْ لَنا عِنْدَ اللّهِ

ای عزیز درگه حق     کن عنایتی تو مارا

جان مادرت زهرا    کن شفاعتی تو ما را

خواهی اگر ای دل که شود مشکلت  آسان
در برزخ و در حشر نباشی تو هراسان
بگشای به درگاه رضا  دست گدایی      
بنشین به در خانه ی سلطان خراسان

خداوندا ندارم راه چاره                                                 جگر از زهر کین شد پاره پاره

خداوندا دگر عمرم سرآمد                                                   تقی فرزند دلبندم نیامد

جواد ای نور چشمانم کجایی                                    چه خوش باشد دم مرگم بیایی

غریبم یار و غمخواری ندارم                                              به جز تو یاور و یاری ندارم

رم رفتن به هر جانب نظر داشت                                      امید دیدن روی پسر داشت

کجایی ای تقی  آرام جانم                                                 سرور قلب و نور دیدگانم

بیا فکر من دور از وطن کن                                      پس از مردن مرا غسل و کفن کن

                                   آرزوی هرپدری اینه که در لحظات آخر سرش تو دامن فرزندش باشه 

رازهای موفقیت در سیره امام رئوف علی بن موسی الرضا علیه السلام
رازهای موفقیت را باید در شخصیت های کم نظیر جستجو کرد!
در بخش ارتباط با خدا:
حضرت بگونه‌ای با کتاب رازهای سعادت انسان کتاب خدا مانوس بودند که وارد شده است،
گاهی هر سه روز یک بار ختم قرآن می‌کرد و می‌فرمود: اگر بخواهم می‌توانم در مدّتی کمتر ختم کنم، ولی از هیچ آیه‌ای نمی‌گذرم مگر اینکه می‌اندیشم کجا و درباره چه چیزی نازل شده است.
راه دیگر ارتباط با منبع بی نهایت خیرات یعنی خالق هستی نماز است
حضرت به قدری اهل نماز بودند که وارد شده است

نماز شب و نماز شفع و وتر و نافله صبح را هیچ وقت چه در سفر و در چه در حضر ترک نمی‌کرد.

در بخش ارتباط با مردم و اخلاق معاشرت:
ابراهیم بن عباس چنین گفت:
«هرگز ندیدم امام رضا علیه السلام به کسی یک کلمه جفا کند، و ندیدم که سخن شخصی را قطع کند تا سخن او به آخر می رسید، و ندیدم که حاجتمندی را در حد امکان، رد نماید.
احترام به کرامت انسان
در نگاه مکتب، انسان شرافت خاص دارد. حرمت نهادن به جایگاه والای انسان در سیره اولیای الهی یکی از وظایف  به شمار می‌رود.
مردی از اهالی بلخ می‌گوید:
در سفر امام رضا به خراسان همراهش بودم. روزی سفره غذا طلبید و همه خدمتکاران و غلامان را بر سر سفره نشاند. گفتم: جانم به فدایت، کاش برای اینان سفره‌ای جداگانه قرار می‌دادی! فرمود: دست بردار! خدا یکی است، پدر و مادر همه نیز یکی است، پاداش قیامت هم بسته به اعمال است.
سئوال از امام:

سبک زندگی 

انسان موفق

انسان های موفق چه کسانی هستند؟

کسانی که چهار نشانه داشته باشند:

الَّذِینَ یَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِیَّ الْأُمِّیَّ الَّذِی یَجِدُونَهُ مَکْتُوبًا عِنْدَهُمْ فِی التَّوْرَاةِ وَالْإِنْجِیلِ یَأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهَاهُمْ عَنِ الْمُنْکَرِ وَیُحِلُّ لَهُمُ الطَّیِّبَاتِ وَیُحَرِّمُ عَلَیْهِمُ الْخَبَائِثَ وَیَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالْأَغْلَالَ الَّتِی کَانَتْ عَلَیْهِمْ فَالَّذِینَ آمَنُوا بِهِ وَعَزَّرُوهُ وَنَصَرُوهُ وَاتَّبَعُوا النُّورَ الَّذِی أُنْزِلَ مَعَهُ أُولَئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ [157] آنان که از این رسول، این پیامبر امى که نامش را در تورات و انجیل خود نوشته مى‌یابند، پیروى مى‌کنند-آن که به نیکى فرمانشان مى‌دهد و از ناشایست بازشان مى‌دارد و چیزهاى پاکیزه را بر آنها حلال مى‌کند و چیزهاى ناپاک را حرام و بار گرانشان را از دوششان برمى دارد و بند و زنجیرشان را مى‌گشاید. پس کسانى که به او ایمان آوردند و حرمتش را نگاه داشتند و یاریش کردند و از آن کتاب که بر او نازل کرده‌ایم پیروى کردند، رستگارانند. (157)اعراف

چهار نشانه انسان موفق: