تبلیغ هنرمندانه

روشمندسازی تبلیغ دینی و دقیق سازی مهارتهای تبلیغ

تبلیغ هنرمندانه

روشمندسازی تبلیغ دینی و دقیق سازی مهارتهای تبلیغ

تبلیغ هنرمندانه
بس نکته غیر حُسن بباید که تا کسی
مطبوعِ طبعِ مردمِ صاحبنظر شود
تبلیغ دین بدون ابزارها و مهارتهای لازم بصورت دقیق و شفاف اثرگذار نمی باشد. رسالت این وبلاگ شفاف سازی مهارتها و الگوریتم سازی فن خطابه و دیگر مهارتهای لازم تبلیغ است.
آخرین نظرات

۱۲۶ مطلب با موضوع «روش شناسی تبلیغ :: آسیب شناسی» ثبت شده است

بسم الله الرحمن الرحیم

تکنیک های کنترل افکار / جهت دهی مثبت به افکار /راهکارها و تکینیک های تمرکز

بعضی ها می‌گویند من افکارم خیلی بهم ریخته و پراکنده است چه کنم که تمرکز پیدا کنم؟

برای نماز حضور قلب ندارم چگونه حضور قلب حاصل کنم؟

خطورات انسان به سه دسته تقسیم می‌شود

·        خطورات شیطانی:

·        خطورات انسانی:

·        خطورات الهی:

خطورات شیطانی:

افکار و القائات و خطوراتی است که شیطان و شاگردانش علیه اللعنه به ذهن انسان می‌اندازد یا به تعبیری وسوسه شیطان است حال این شیطان جن باشد یا انسان گاهی یک دوست می تواند شیطان شود و پیشنهاد یا نظری خلاف شرع یا عقل و عرف بدهد و انسان را از حرکت و تلاش و زندگی موفقیت آمیز باز دارد.

وسوسه هایی مانند:

حال اینو باید بگیرم! (مردم آزاری)

حق اینو باید بزارم کف دستش! (انتقام)

ولش کن حالش نیست امروز نمیرم درس!(تنبلی و کسالت)

من دیگه بریدم دیگه امیدی نیست فکر نمیکنم به جایی برسم!(ناامیدی)

همش بدشانسی میارم دیگه خسته شدم از این زندگی پربلا و مشکلات (راضی نبودن به قضای الهی)

راهکار درمان:

باید این خطورات و القائات شیطانی را به خطورات انسانی تبدیل کرد.

به این شکل که هر ذهنیت و فکر شیطانی را به فکر الهی یا انسانی متناسب با آن و در فضای نزدیک به آن تشبیه می‌کنیم یا پاسخ آنرا در درون می دهیم.

مثلا اگر وسوسه می گوید ((ولش کن درس بسه دیگه خیلی زحمت کشیدی دیگه وقت استراحت است))

شما آنرا به یک خاطره انسانی تبدیل کنید و بگوئید ((بله وقت استراحت فرا می رسد ولی الان وقت کار و تلاش است))

وسوسه می گوید ((چرا همش بد میارم تا کی این همه مشکلات!))

آنرا تبدیل کنید به خاطره انسانی بگویید ((تا وقتی که بی برنامگی و کارهای اشتباه در زندگی داشته باشی چون عالم عالم حساب و کتاب است هر معلولی یک علت دارد مشکل از کار اشتباه برمی خیزد))
ای یکدله صددله دل یکدله کن         صراف وجود باش و خود را یله کن

یک صبح به اخلاص بیا بر در ما        گر کام تو بر نیامد آنگه گله کن

ادامه 👈 مطلب بعد

بسم الله الرحمن الرحیم
یه طلبه صاحب ذوقی می گفت:
یکی از بزرگترین انواع خدمت به دین در این آشفته بازار آخرالزمان دفاع از لباس دین یعنی لباس روحانیت است.
شاید یکی از زمینه های انحرافات مردم، اشتباهات برخی از دولتمردان ملبس به لباس روحانیت باشد.
هردو کار اشتباه است
هم آقایی که لباس پیغمبر خدا را به تن کرده باید بسیار مراقب باشد از او خطایی سر نزند و
هم مردم اشتباهات شخص را و یک طلبه را نباید به حساب دین بنویسند!
چقدر خدمت بزرگی کرده به دین طلبه ای که مسئولیتی به عهده دارد و از پس آن بر نمی آید اگر آنرا کنار بگذارد
چقدر پیش پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله عزیز است طلبه ای که بدنبال پست و مقام نباشد.
چقدر نزد پیغمبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم عزیز است کسی که حساب عموم طلاب را از شیوخ دولتی و خاطی جدا کند و این باور را بین مردم پخش کند!
خیلی ها بین ایندو فرق قائل نیستند و بین یک طلبه که از یک نوزاد هم پاکتر است و آخوند مسئول که بخاطر نبود تقوا حقوق را رعایت نکرده فرق نمی گذارند چه این عدم رعایت در مقام قضاوت بوده باشد یا در مقام مسئولین دولتی و یا ...

هر کسی مسئول کارهای خودش است نه مسئول کارهای دیگران

تهمت زدن و اذیت و آزار بی جهت یک مسلمان یا انسان که ملبس به لباس پیامبر دینمان هم باشد

چه کسی به آن رضایت می دهد!

جالبه نه! انسان در یک جامعه ای برای بهبود زندگی مردم کار و تلاش و خدمت بکند  افراد آن جامعه بجای تشکر و قدردانی بعضا احیانا ناسزا بگویند و بعضا رو در روی انسان بایستند و از برخی از آنها با چاقو تشکر نمایند!

هر کس بطریقی دل ما می‌شکند     بیگانه جدا دوست جدا می‌شکند
بیگانه اگر می‌شکند حرفی نیست     من در عجبم دوست چرا می‌شکند

اَللّهُمَّ اِنّا نَرْغَبُ اِلَیْکَ فی دَوْلَة کَریمَة تُعِزُّ بِهَا الاْسْلامَ وَاَهْلَهُ، وَتُذِلُّ بِهَا النِّفاقَ وَاَهْلَهُ، وَتَجْعَلُنا فیها مِنَ الدُّعاةِ اِلى طاعَتِکَ، وَالْقادَةِ اِلى سَبیلِکَ، وَتَرْزُقُنا بِها کَرامَةَ الدُّنْیا وَالاْخِرَةِ
دعای افتتاح 

بسم الله الرحمن الرحیم

برای فهم بهتر این مطلب، حتما باید قبلش مطلب قبلی را مرور کرده باشید
گفته شد یاد خدا آرامش می‌آفریند گنجی که در قرن بیستم گم‌گشته
خب حالا میخواهیم یاد خدا کنیم چگونه؟
ذکر خدا بر سه نوع است
لسانی:
همینکه به زبان اذکار را به زبان جاری کنی ذکر لسانی محقق شده برخی فکر می‌کنند ذکر منحصر است در ذکر زبانی در حالیکه این تازه اول خط است هر چند خیلی مهم هم باشد
قلبی:
یاد خدا در دل اینکه انسان همیشه و در همه جا به یاد رب الارباب باشد نه فقط موقع نماز و دعای کمیل البته اگر در موقع نماز حضور قلبی باشد.
اینجا فرق بین دوستان خدا و دشمنان او مشخص می‌شود
عاشق پیوسته مشق نام لیلی خود می‌کند
عملی:
اینکه در عمل و رفتار به یاد خدا بودن را نشان دهید در مقام عمل دروغ نگویید در مقام عمل به یاد خدا باشید و به فقرا کمک کنید
در مقام عمل حق خوری نکنید
دومین عامل فرو افتادن در آتش جهنم از قول خود جهنمی ها:
۲.انفاق نکردن یعنی عدم ارتباط با خلق او
انفاق یک معنایش پول دادن است و
معنای دوم و وسیعتر آن انفاق دارایی مسئولیت است!
کارگشایی از گره کاری بندگان خدا بی حد و حصر ثواب دارد البته چهارچوب قانون یعنی به گونه ای که حق دیگری ضایع نشود.
پس بیاییم نسبت به حقوق ارباب رجوع بی تفاوت نباشیم!
از راه دور و با هزار مشکل و سختی خود را به اداره رسونده شما کارش حتی الامکان راه بیانداز
اذیت و آزار مومن در روایات چقدر دردناک توصیف شده است.
قَالَ صَلَّى اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ: مَنْ آذَى مُؤْمِناً فَقَدْ آذَانِی وَ مَنْ آذَانِی فَقَدْ آذَى اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ وَ مَنْ آذَى اَللَّهَ فَهُوَ مَلْعُونٌ فِی اَلتَّوْرَاةِ وَ اَلْإِنْجِیلِ وَ اَلزَّبُورِ وَ اَلْفُرْقَانِ
دوم اینکه کوتاهی و اشتباه خود را توجیه نکنیم.

توجیه کردن یکی از ترفندهای شیطان برای به خاک مالیدن شما بر زمین است.
سومین عامل هلاکت:
۳.عمر را به بطالت و یاوه سرایی و امور بیهوده گذراندن
از اینکه جهنمی ها می گویند خوشگذرانی ما را به آتش جهنم انداخت بدست می‌آید که گذراندن عمر به بطالت جرمی نابخشودنی است بخصوص اگر در اداره و حق الناس باشد
چهارمین عامل هلاکت:
۴.روز جزا را دروغ می خواندیم
تکذیب قیامت خود زمینه ساز بسیاری از گناهان و انحرافات است
اگر میخواهید از بسیاری از آسیبهای فردی و اجتماعی در امان باشید، به یاد مرگ و قیامت باشید.
بسیاری از انسانها و بزرگان در طول تاریخ با همین ابزار خود را از مهلکه نجات دادند!

یاد مرگ فوائد بیشماری دارد از جمله اینکه شوخی را کم می کند. شوخی خود، مادر بسیاری از مشکلات و گناهان است.
کُلُّ نَفْسٍ بِمَا کَسَبَتْ رَهِینَةٌ(38) إِلَّا أَصْحَابَ الْیَمِینِ(39)فِی جَنَّاتٍ یَتَسَاءَلُونَ(40)عَنِ الْمُجْرِمِینَ(41)مَا سَلَکَکُمْ فِی سَقَرَ(42)قَالُوا لَمْ نَکُ مِنَ الْمُصَلِّینَ(43)وَلَمْ نَکُ نُطْعِمُ الْمِسْکِینَ(44)وَکُنَّا نَخُوضُ مَعَ الْخَائِضِینَ(45)وَکُنَّا نُکَذِّبُ بِیَوْمِ الدِّینِ(46)حَتَّىٰ أَتَانَا الْیَقِینُ(47)فَمَا تَنفَعُهُمْ شَفَاعَةُ الشَّافِعِینَ(48)المدثر
خدایا با کمال درماندگی و بیچارگی می‌گویم
به تو پناه میبرم از اینکه در آتشی بیفتم که آتش گیره اش سنگها و انسانها باشند نه هیزم ها!
خدایا به من توفیق ده که قبل از سوت پایان بازی زندگی بیدار و هشیار شوم!
یک کلام ختم کلام
حتی کوچکترین رفتار انسان می تواند آینده و سرنوشت انسان را دگرگون یا نابود کند! آیه ۳۸

برخی بدنبال جبران آبروی برباد رفته هستند؟
بعضی ها در پی کسب شخصیت هستند
حال چگونه باید آنرا بدست آورد؟
عزت چگونه بدست می آید؟
عوامل عزت آفرین کدامند؟
چه چیزهایی باعث ذلت و خواری انسان می‌شوند؟
عوامل عزت آفرین عبارت است از:
1. شجاعت
2. دوری از بدیها
3. کظم غیظ فرو خوردن خشم
4. ‌کم سخن گفتن احفظ لسانک تعز
5. تواضع اخذ به حق
6. تقوا
7. طاعت
8. حلم
9. راستگویی الصدق عز و الجهل ذل
10. آزار نرساندن کف الاذی عن الناس
11. قناعت اقنع تعز
12. اخذ به حق
چه رفتارهایی باعث خوار شدن و ذلت انسان می‌شود؟ کارهایی که شخص را نزد دیگران سبک و بی ارج می کند؟
1. حرص بر مال دنیا
2. خوار کردن دیگران اذل الناس من اهان الناس
3. طمع ذل من طمع
4. جزع
5. ترک حقوق
6. عزت یافتن از غیر خدا

🌺🌷دشمنان نزدیک

😭موانع موفقیت

بسم الله الرحمن الرحیم 

یه طلبه فاضلی می‌گفت: عمه ای داشتم که اهل تلاوت قرآن و استاد جلسه بود یه روز به من گفت قرآن میگه همسران و فرزندان شما دشمن شما هستند! 

یعنی چه؟  

گفتم نه قرآن میگه زن و فرزند مایه فتنه و آزمایش شماست 

اصرار کرد و گفت نه من دیدم قرآن میگه دشمن شما هستند من با ناباوری گفتم باید ببینم 

وقتی مراجعه کردم دیدم بله قرآن تعبیر به دشمن هم داره منتهی جناب عمه خانم سور قضیه را انداخته بود یعنی قرآن می فرماید برخی از همسران و فرزندان شما دشمن شما هستند نه همه آنها.

حال سئوال مهم اینجاست که همسر و فرزندان جزو نزدیکترین افراد به انسان هستند چطور میشه که دشمن انسان بشوند؟ 

همسران و فرزندان که دشمن انسان هستند چه شاخصه ای و چه ویژگی هایی دارند؟

از سیاق آیات و از محکمات قرآنی بر می‌آید که 

۱.آنها انسان را بر مال اندوزی زیاد امر می کنند و مانع انفاق در راه خدا و قرض دادن و کمک به بندگان خدا و اعضای دیگر بدن خود می شوند 

و ۲. اینکه آنها انسان را به بدست آوردن پول وادار یا تشویق می کنند از هر راه ممکن حال اینکه شرع می گوید از راه حلال باید بدست آید و الا مولای ما خشمناک می‌شود!

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّ مِنْ أَزْوَاجِکُمْ وَأَوْلَادِکُمْ عَدُوًّا لَکُمْ فَاحْذَرُوهُمْ وَإِنْ تَعْفُوا وَتَصْفَحُوا وَتَغْفِرُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ [14] 

مهارت های زندگی / مهارت برنامه‌ریزی

تحول در زندگی چگونه‌‌‌؟
برای اینکه بتوانیم تغییر در زندگی خود ایجاد کنیم می توان از مهارت برنامه ریزی استفاده نمود
مراحل برنامه‌ریزی:

1. بررسی وضع موجود 2.ترسیم وضع مطلوب ۴.ارائه برنامه (راهبرد و راهکار)

انسانی که خواهان پیشرفت است

و حاضر نیست که به باورها و رفتار و صفات خود نظری بیفکند، در حقیقت خود را مسخره کرده است!!

باورهای غلط زنجیرهایی هستند که ما را به زمین میخ کوب می کنند!

برخی از باورهای غلط در این مطلب عرضه می شود:

در هر باور، ابتدا خود موضوع سپس باور غلط و بعد از آن باور صحیح ارائه می شود.

۱.خدا:
در یک گوشه عالم نشسته است.
موثر در همه کاره، در همه جا حاضر و ناظر بر رفتار

(داستان استادی که به شاگردانش مرغ داد و گفت بروید در جای خلوتی سر ببرید شاگرد زرنگ که دیگران به او حسادت می ورزیدند مرغ را سالم برگرداند گفت چطور شد مگه من نگفتم سر ببرید و بیاورید گفت جای خلوت پیدا نکردم)
۲.زندگی:
خوشگذرانی است.

بسم اللهالرحمن الرحیم

تجارت/کسب و کار/آداب فروشندگی
هر چیزی به موقع اش
نظم و انضباط را همه قبول دارند.
اگر وقتی که مشتری نیست فردی درب مغازه بایستد چه بسا که همکاران به او بخندند هرچیزی به وقتش خوبه

حال اگر آدم فروشنده در یک لحظه دو مشتری داشت یک مشتری عادی و یه مشتری حق به گردن انسان داره کار کدام مشتری را راه می اندازی؟

شاید به ظاهر نوبت مشتری عادی باشه ولی چون مشتری در واقع طلبکار است و حق طلبکار باید اول ادا شود

نوبتی که باشه نوبت مشتری طلبکاره

حال اگر این مشتری حقی که به گردن انسان دارد حق حیات باشد بزرگترین حق زندگی

چگونه باید حق او را ادا نمود؟

طلبی که از انسان دارد همه وجود انسان است

آیا نباید هرکاری که انسان دارد رها کند و به سراغ او برود؟

موقع بلند شدن صدای اذان، مشتری اصلی‌ات صدایت می‌زند
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذَا نُودِیَ لِلصَّلَاةِ مِنْ یَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلَى ذِکْرِ اللَّهِ وَذَرُوا الْبَیْعَ ذَلِکُمْ خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ [9]
فَإِذَا قُضِیَتِ الصَّلَاةُ فَانْتَشِرُوا فِی الْأَرْضِ وَابْتَغُوا مِنْ فَضْلِ اللَّهِ وَاذْکُرُوا اللَّهَ کَثِیرًا لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ [10]سوره جمعه

نه وقت نماز کار کن

نه وقت کار نماز بخوان

نظم و انضباط

هرکاری به موقع اش

غم و غصه درآمد را به روزی دهنده اصلی بگو


بسم الله الرحمن الرحیم
در مطلب قبل راهکارهای برای دعوت جوانان به نماز ارائه شد اکنون ادامه روشهای عملیاتی

1.      ابزار های تربیتی مثبت مانند تشویق را جایگزین تنبیه کنیم

دشمن با اهرم های لذت بخش فرزندان ما را به کفر و فساد دعوت می‌کند ما با عوامل زجر آور

2.      روشهای دعوت به خوبیها را بروز رسانی کنیم

 روشهای قدیمی را فقط در جای خود استفاده کنیم و دائم آنها را تکرار نکنیم

3.      روشنگری داشته باشیم

در غیر وقت نماز در طول روز با فرزند صحبت کرده و انس بگیریم در ضمن گفتگو معارف نماز را منتقل کنیم

مضرات ترک نماز و فوائد انجام آن را برای او بگوئید

4.      رفیق باشیم با فرزند:

پدر با پسر رفیق باشد تا با او درد دل کند و بهتر ارتباط برقرار کند و مادر با دختر رابطه عاطفی و رفاقت برقرار کند

5.      موقعیت شناسی:

در طول روز با جوان خود کشتی بگیرید و یا مچ بیاندازید بعد معارف نماز را برای او توضیح دهید

6.      موقعیت سازی:

 خودتون رو در جای مخاطب و موقعیت کنونی او قرار دهید و شرایط او را فضاسازی کنید بعد با او سخن بگوئید مثلا در حالت خواب، خوابهای خوش ببینی آدمهایی که نماز می خونن خوابهای خوب می‌بینند

7.      غیرمستقیم او را با یک روحانی خوش فکر باسلیقه آشنا کنید

8.      مشورت بگیرید:

از عاقلین و افراد با تجربه و متخصصین یعنی روحانیت فهیم و مشاورین مورد تایید

9.      توکل به خدا و توسل به اهل بیت علیهم السلام

10.  دعا برای اصلاح فرزند

11.  نذر کردن:

    برای اصلاح فرزند بدون اینکه او خبر داشته باشد

12.  شروع غیرمستقیم:

اول ارتباط و انس بگیرید بعد وارد اصل مطلب بشوید

13.  بعد از اینکه همه راهکارها را به درستی و با تمام مراحل و شرایط انجام دادید و نتیجه ای حاصل نشد اگر دیدید هیچ راهکاری پاسخ نداد یه نیم نگاهی به لقمه ای که به فرزند خورانده اید بیافکنید شاید لقمه حلال نبوده است(لقمه حرام یا شبهه بوده است)

اگر استفاده داشت و خواستید تشکر کنید

از طریق نظر گذاشتن در ذیل مطلب می‌توانید این کار را انجام دهید

بسم الله الرحمن الرحیم

آیا تا کنون درباره روش دعوت فرزندتان به نماز و معارف فکر کرده اید؟

چگونه می شود به راحتی یا کمی با برنامه ریزی فرزند را به راه راست هدایت کرد؟

مطلب ذیل پاسخی است به این سئوال مهم 

قبل از هر کاری باید شرایط آن را فراهم نمود تا زحماتی که کشیده می شود بی نتیجه نماند

شرایط دعوت به نماز

1.      آمر باید عامل به معروف باشد

کسی که امر به معروف و کار خیری میکند باید حداقل نسبت به همان معروف عامل باشد تا سخن او برجان بنشیند و مخاطب پذیرش داشته باشد

2.      با احترام به شخصیت فرد او را دعوت کنید

مسخره نکنید فحش ندهید قلمبه نگوئید هرگز راضی به تبعیت از شما نمی شود

3.      موقع امر به معروف عصبانی نشوید

آرامش خودتون رو حفظ کنید تا بتوانید واکنش درست داشته باشید

4.      اگر شما آدم بدی باشید شنونده از شما خوشش نمیاد پس چطور به دعوت شما لبیک بگوید

(بصورت کلی آدم بد یا خوبی باشد)

اگر فرزند در خانه از والدین خود پذیرش حق از دیگران را ببیند، خود نیز چنین بار می‌آید

5.      رعایت زمان مناسب:

دعوت به نیکیها در وقت خوشحالی مخاطب میسر است نه در وقت عصبانیت و نگرانی و بیحوصلگی

6.      اقتدار و عزت نزد او داشته باشیم تا حرف را به راحتی بخرد

راهکارها

1.      زبان غیر مستقیم:

زبان مستقیم آزار دهنده است مثلا بجای اینکه گفته شود ((پاشو نماز بخوان)) گفته شود (کاروان رفت از کاروان پیشگامان عقب نمانی یاعلی)  

2.      اگر مخاطب مهربان و عاطفی است به زبان خودش او را دعوت کنیم و اگر چنین نیست نه

 بلند شو محمد جان پاشو دوست داری خدا و دوستان خدا دوستت داشته باشند!؟

3.      مراقبت از رفیق فرزند:

دعوت به نماز با یک جمله زیبا به تنهایی جز در موارد معدود امکان پذیر نمی باشد باید بصورت همیشگی و پیوسته از فرزند مراقبت داشت تا بتوان از وجود او میوه ای چید!

تربیت سه مرحله دارد کاشت داشت برداشت. یک زمین تا به برداشت محصول برسد، مراقبت ویژه می‌خواهدکار طاقت فرسایی است

اگر فرزند رفیق خوب و عاقلی پیدا نمود، می‌توان گفت 60 درصد خاطر جمع باشید 

4.      دوری از فضای ماهواره و تلگرام و تلویزیون

رازهای موفقیت در سیره امام رئوف علی بن موسی الرضا علیه السلام
رازهای موفقیت را باید در شخصیت های کم نظیر جستجو کرد!
در بخش ارتباط با خدا:
حضرت بگونه‌ای با کتاب رازهای سعادت انسان کتاب خدا مانوس بودند که وارد شده است،
گاهی هر سه روز یک بار ختم قرآن می‌کرد و می‌فرمود: اگر بخواهم می‌توانم در مدّتی کمتر ختم کنم، ولی از هیچ آیه‌ای نمی‌گذرم مگر اینکه می‌اندیشم کجا و درباره چه چیزی نازل شده است.
راه دیگر ارتباط با منبع بی نهایت خیرات یعنی خالق هستی نماز است
حضرت به قدری اهل نماز بودند که وارد شده است

نماز شب و نماز شفع و وتر و نافله صبح را هیچ وقت چه در سفر و در چه در حضر ترک نمی‌کرد.

در بخش ارتباط با مردم و اخلاق معاشرت:
ابراهیم بن عباس چنین گفت:
«هرگز ندیدم امام رضا علیه السلام به کسی یک کلمه جفا کند، و ندیدم که سخن شخصی را قطع کند تا سخن او به آخر می رسید، و ندیدم که حاجتمندی را در حد امکان، رد نماید.
احترام به کرامت انسان
در نگاه مکتب، انسان شرافت خاص دارد. حرمت نهادن به جایگاه والای انسان در سیره اولیای الهی یکی از وظایف  به شمار می‌رود.
مردی از اهالی بلخ می‌گوید:
در سفر امام رضا به خراسان همراهش بودم. روزی سفره غذا طلبید و همه خدمتکاران و غلامان را بر سر سفره نشاند. گفتم: جانم به فدایت، کاش برای اینان سفره‌ای جداگانه قرار می‌دادی! فرمود: دست بردار! خدا یکی است، پدر و مادر همه نیز یکی است، پاداش قیامت هم بسته به اعمال است.
سئوال از امام: